حضرت زینب سلام الله علیها


+ شهادت عبداللّه بن مسلم بن عقیل رضى اللّه عنه

شهادت عبداللّه بن مسلم بن عقیل رضى اللّه عنه
محمّد بن ابوطالب فرموده : اوّل کسى که از اهل بیت امام حسین علیه السّلام به مبارزت بیرون شد، عبداللّه بن مسلم بود و رجز مى خواند و مى فرمود:
شعر :
اَلْیَوْمَ اَلْقى مُسْلِماً وَ هُوَاءَبی
وَفِتْیَةً بادُواعلى دینِ النَّبِىٍِّّ
لَیْسُوا بِقَوْمٍ عُرِفُوا باِلْکَذِبِ
لکِنْ خِیارٌ وَ کِرامُ النَّسَبِ
مِنْ هاشِمِ السّاداتِ اَهْلِ النَّسَبِ
پس کارزار کرد و نود وهشت نفر را در سه حمله به درک فرستاد، پس ‍ عمروبن صبیح او را شهید کرد. رحمه اللّه (225)
ابوالفَرَج گفته که مادرش رقیّه دختر امیرالمؤ منین على بن ابى طالب علیه السّلام بوده ، و شیخ مفید و طبرى روایت کرده اند که عَمروبن صبیح تیرى به جانب عبداللّه انداخت و عبداللّه دست خود را سپر پیشانى خود کرد آن تیر آمد و کف او را بر پیشانى او بدوخت ، عبداللّه نتوانست دست خود را حرکت دهد پس ملعونى دیگر نیزه بر قلب مبارکش زد و او را شهید کرد. (226)
ابن اثیر گفته که فرستاد مختار جمعى را براى گرفتن زید بن رُقاد، و این زید مى گفت که من جوانى از اهل بیت امام حسین علیه السّلام را که نامش ‍ عبداللّه بن مسلم بود تیرى زدم در حالى که دستش بر پیشانیش بود و وقتى او را تیر زدم شنیدم که گفت : خدایا! این جماعت ما را قلیل و ذلیل شمردند، خدایا بکش ایشان را همچنان که کشتند ایشان ما را ؛ پس تیر دیگرى به او زده شد پس من رفتم نزد او دیدم او را که مرده است تیر خود را بر دل او زده بودم از دل او بیرون کشیدم و خواستم آن تیر را که بر پیشانیش جاى کرده بود بیرون آورم ، بیرون نمى آمد.وَ لَمْ اَزَلْ اَتَضَنَّضُ الا خَرَ عَنْ جَبْهتِهِ حَتّى اَخَذْتُهُ وَ بَقِىَ النَّصْل پس پیوسته او را حرکت دادم تا بیرون آوردم چون نگاه کردم دیدم پیکان تیر در پیشانیش مانده و تیر از میان پیکان بیرون آمده .
بالجمله ؛ اصحاب مختار به جهت گرفتن او آمدند زیدبن رقاد باشمشیر به سوى ایشان بیرون آمد، ابن کامل که رئیس لشکر مختار بود لشکر را گفت که او را نیزه و شمشیر نزنید بلکه او را تیر باران و سنگ باران نمائید، پس چندان تیر و سنگ بر او زدند که بر زمین افتاد پس بدن نحسش را آتش زدند در حالى که زنده بود و نمرده بود.(227)
و بعضى از مورّخین گفته اند که بعد از شهادت عبداللّه بن مسلم آل ابوطالب جملگى به لشکر حمله آوردند، جناب سیّد الشهداء علیه السّلام که چنین دید ایشان را صیحه زد و فرمود:
صَبْراً عَلَى المْوتِ یابَنى عمومتى .
هنوز از میدان بر نگشته بود که از بین ایشان محمّدبن مسلم به زمین افتاد و کشته شد. رضوان اللّه علیه ، و قاتل او ابومرهم اَزْدىّ و لقیط بن ایاس جهنى بود.(228)

نویسنده : غلامرضانورمحمدنصرآبادی ; ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک