حضرت زینب سلام الله علیها


+ حضور پیامبر صلى الله علیه و آله در خاک سپارى

حضور پیامبر صلى الله علیه و آله در خاک سپارى
۵۳۷.الأمالى ، مفید ( ـ به نقل از غیاث بن ابراهیم ، از امام صادق علیه ا ) : روزى اُمّ سلمه گریان برخاست . به او گفته شد : براى چه مى گریى؟ گفت : فرزندم حسین ، دیشب کشته شد ؛ زیرا پیامبر صلى الله علیه و آله را از هنگام وفاتش تا دیشب ، در عالم رؤیا ندیده بودم و دیشب ایشان را رنگْ پریده و اندوهگین دیدم . علّت را پرسیدم . فرمود : «امشب ، پیوسته قبرهایى براى حسین و یارانش ـ که بر او و بر آنان درود باد ـ مى کندم» . ۱
1.أصبَحَت یَوما اُمُّ سَلَمَةَ تَبکی ، فَقیلَ لَها : مِمَّ بُکاؤُکِ ؟ فَقالَت : لَقَد قُتِلَ ابنِیَ الحُسَینُ علیه السلام اللَّیلَةَ ، وذلِکَ أنَّنی ما رَأَیتُ رَسولَ اللّه ِ صلى الله علیه و آله مُنذُ قُبِضَ إلَا اللَّیلَةَ ، فَرَأَیتُهُ شاحِبا کَئیبا . قالَت : فَقُلتُ : ما لی أراکَ ـ یا رَسولَ اللّه ِ ـ شاحِبا کَئیبا ؟ قالَ : «ما زِلتُ اللَّیلَةَ أحفِرُ قُبورا لِلحُسَینِ وأصحابِهِ عَلَیهِ وعَلَیهِمُ السَّلامُ» (الأمالى ، مفید : ص ۳۱۹ ح ۶ ، الأمالى ، طوسى : ص ۹۰ ح ۱۴۰) .
۵۳۸.الأمالى، طوسى ( ـ به نقل از امّ سلمه ـ ) : آن شب که رسید ، پیامبر خدا صلى الله علیه و آله را در خوابم ، غبارآلود و پریشان دیدم . این را به ایشان گفتم و علّتش را جویا شدم . به من فرمود : «آیا نمى دانى که من از به خاک سپارى حسین و یارانش مى آیم؟» . ۱
۳ / ۲ - به خاک سپارندگان امام علیه السلام و یارانش
۵۳۹.رجال الکشّى ( ـ به نقل از اسماعیل بن سهل ، از یکى از شیعیان ـ ) : نزد امام رضا علیه السلام بودم که على بن ابى حمزه ، ابن سرّاج و ابن مُکارى بر ایشان وارد شدند ... . على بن ابى حمزه به امام علیه السلام گفت : براى ما از پدرانت روایت شده که امور [دفنِ]امام را تنها امامى همانند او به عهده مى گیرد . امام رضا علیه السلام به او فرمود : «مرا از حسین بن على علیه السلام خبر بده که آیا امام بود ، یا نبود؟» . گفت : امام بود . فرمود : «چه کسى کارهاى او را به عهده داشت ؟» . گفت : على بن الحسین علیه السلام . فرمود : «على بن الحسین علیه السلام کجا بود؟» . گفت : در کوفه در دست عبید اللّه بن زیاد ، در بند بود . و افزود : على بن الحسین علیه السلام [از میان اسیرانْ] بیرون رفت ، بدون آن که بفهمند .
1.فَلَمّا کانَتِ اللَّیلَةُ رَأَیتُ رَسولَ اللّه ِ صلى الله علیه و آله فی مَنامی أغبَرَ أشعَثَ ، فَذَکَرتُ لَهُ ذلِکَ ، وسَأَلتُهُ عَن شَأنِهِ . فَقالَ لی : «ألَم تَعلَمی أنَّی فَرَغتُ مِن دَفنِ الحُسَینِ وأصحابِهِ ؟» (الأمالى ، طوسى : ص ۳۱۵ ح ۶۴۰) .
۵۳۹.رجال الکشّى ( ـ به نقل از اسماعیل بن سهل ، از یکى از شیعیان ـ ) کارهاى [به خاک سپارى]پدرش را انجام داد و سپس باز گشت . امام رضا علیه السلام به او فرمود : «آن کس که به على بن الحسین علیه السلام امکان آمدن به کربلا و به عهده گرفتن کارهاى پدرش را داد ، همو به صاحب این امر (امامت) امکان مى دهد که به بغداد بیاید و کار پدرش را به عهده گیرد و باز گردد ، در حالى که در بند و در اسارت هم نیست» . ۱
۵۴۰.بصائر الدرجات ( ـ به نقل از قاسم بن یحیى ، از یکى از شیعیان ، از ) : هنگام قبض روح پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ، جبرئیل با فرشتگان و «روح» ـ که با او در شب قدر فرود مى آمدند ـ ، به زمین آمدند . دیده امیر مؤمنان علیه السلام گشوده شد و آنان را از انتهاى آسمان ها تا زمین دید که پیامبر صلى الله علیه و آله را همراه او غسل مى دهند و همراهش بر او نماز مى خوانند و برایش قبر مى کَنند و به خدا سوگند ، جز آنان ، کسى براى او قبر نکَند ، تا آن جا که چون در قبرش نهاده شد ، با کسى که به درون قبر رفت ، رفتند و پیامبر صلى الله علیه و آله سخن گفت و گوش امیر مؤمنان علیه السلام نیز باز شد و شنید که پیامبر صلى الله علیه و آله سفارش وى را به آنان مى کند و به گریه فتاد . و شنید که آنان مى گویند : از هیچ تلاشى فروگذار نمى کنیم و پس از تو ، او (على) همراه و یار ما خواهد بود و پس از این بار ، دیگر ما را به چشم نمى بیند . تا آن که امیر مؤمنان علیه السلام در گذشت و حسن علیه السلام و حسین علیه السلام ، همان چیزهایى را که
1.کُنتُ عِندَ الرِّضا علیه السلام ، فَدَخَلَ عَلَیهِ عَلِیُّ بنُ أبی حَمزَةَ وَابنُ السَّرّاجِ وَابنُ المُکاری ، ... قالَ لَهُ عَلِیُّ [بنُ أبی حَمزَةَ] : إنّا رُوِّینا عَن آبائِکَ أنَّ الإِمامَ لایَلی أمرَهُ إلّا إمامٌ مِثلُهُ . فَقالَ لَهُ أبُو الحَسَنِ علیه السلام : فَأَخبِرنی عَنِ الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ علیه السلام کانَ إماما أو کانَ غَیرَ إمامٍ ؟ قالَ : کانَ إماما . قالَ : فَمَن وَلِیَ أمرَهُ ؟ قالَ : عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام . قالَ : وأینَ کان عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام ؟ قالَ : کانَ مَحبوسا بِالکوفَةِ فی یَدِ عُبَیدِ اللّه ِ بنِ زِیادٍ ، قالَ : خَرَجَ وهُم لا یَعلَمونَ حَتّى وَلِیَ أمرَ أبیهِ ، ثُمَّ انصَرَفَ . فَقالَ لَهُ أبُو الحَسَنِ علیه السلام : إنَّ هذَا [الَّذی] أمکَنَ عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ علیه السلام أن یَأتِیَ کَربَلاءَ فَیَلِیَ أمرَ أبیهِ ، فَهُوَ یُمَکِّنُ صاحِبَ هذَا الأَمرِ أن یَأتِیَ بَغدادَ ، فَیَلِیَ أمرَ أبیهِ ، ثُمَّ یَنصَرِفَ ، ولَیسَ فی حَبسٍ ، ولا فی إسارٍ (رجال الکشّى : ج ۲ ص ۷۶۳ ح ۸۸۳ ، إثبات الوصیّة : ص ۲۲۰) .
۵۴۰.بصائر الدرجات ( ـ به نقل از قاسم بن یحیى ، از یکى از شیعیان ، از ) على علیه السلام دیده بود ، دیدند و همچنین مشاهده کردند که پیامبر صلى الله علیه و آله فرشتگان را یارى مى دهد ، به سانِ آنچه با پیامبر صلى الله علیه و آله کردند . و آن گاه که حسن علیه السلام در گذشت ، حسین علیه السلام همان چیزها را در باره او دید و مشاهده کرد که پیامبر صلى الله علیه و آله و على علیه السلام فرشتگان را [در کفن و دفن او ،] یارى مى دهند . تا آن که حسین علیه السلام در گذشت و على بن الحسین علیه السلام همان چیزها را در باره او دید و مشاهده کرد که پیامبر صلى الله علیه و آله و على علیه السلام و حسن علیه السلام ، فرشتگان را یارى مى دهند . سپس على بن الحسین (زین العابدین) علیه السلام در گذشت و محمّد بن على (باقر) علیه السلام همان چیزها را دید و مشاهده کرد که پیامبر صلى الله علیه و آله و على و حسن و حسین علیهم السلام ، فرشتگان را یارى مى دهند . و آن گاه که محمّد بن على (باقر) علیه السلام در گذشت ، جعفر (صادق) همان چیزها را دید و مشاهده کرد که پیامبر صلى الله علیه و آله ، على علیه السلام ، حسن علیه السلام ، حسین علیه السلام و على بن الحسین علیه السلام ، فرشتگان را یارى مى دهند ، تا آن که جعفر در گذشت و موسى (کاظم) علیه السلام همان چیزها را دید و همین گونه تا آخرینِ ما پیش مى رود . ۱
1.لَمّا قُبِضَ رَسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله هَبَطَ جَبرَئیلُ ومَعَهُ المَلائِکَةُ وَالرّوحُ الَّذینَ کانوا یَهبِطونَ فی لَیلَةِ القَدرِ . قالَ : فَفُتِحَ لِأَمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلام بَصَرُهُ ، فَرَآهُم فی مُنتَهَى السَّماواتِ إلَى الأَرضِ یُغَسِّلونَ النَّبِیَّ صلى الله علیه و آله مَعَهُ ، ویُصَلّونَ مَعَهُ عَلَیهِ ، ویَحفِرونَ لَهُ ، وَاللّه ِ ما حَفَرَ لَهُ غَیرُهُم ، حَتّى إذا وُضِعَ فی قَبرِهِ نَزَلوا مَعَ مَن نَزَلَ ، فَوَضَعوهُ ، فَتَکَلَّمَ وفُتِحَ لِأَمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلام سَمعُهُ ، فَسَمِعَهُ یوصیهِم بِهِ ، فَبَکى ، وسَمِعَهُم یَقولونَ : لا نَألوهُ جُهدا ، وإنَّما هُوَ صاحِبُنا بَعدَکَ ، إلّا أنَّهُ لَیسَ یُعایِنُنا بِبَصَرِهِ بَعدَ مَرَّتِنا هذِهِ . حَتّى إذا ماتَ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام رَأَى الحَسَنُ وَالحُسَینُ علیهماالسلام مِثلَ ذلِکَ الَّذی رَأى ، ورَأَیَا النَّبِیَّ صلى الله علیه و آله أیضا یُعینُ المَلائِکَةَ مِثلَ الَّذی صَنَعوهُ بِالنَّبِیِّ . حَتّى إذا ماتَ الحَسَنُ علیه السلام رَأى مِنهُ الحُسَینُ علیه السلام مِثلَ ذلِکَ ، ورَأَى النَّبِیَّ صلى الله علیه و آله وعَلِیّا علیه السلام یُعینانِ المَلائِکَةَ . حَتّى إذا ماتَ الحُسَینُ علیه السلام رَأى عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام مِنهُ مِثلَ ذلِکَ ، ورَأَى النَّبِیَّ صلى الله علیه و آله وعَلِیّا وَالحَسَنَ علیهماالسلامیُعینونَ المَلائِکَةَ . حَتّى إذا ماتَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام رَأى مُحَمَّدُ بنُ عَلِیٍّ علیه السلام مِثلَ ذلِکَ ، ورَأَى النَّبِیَّ صلى الله علیه و آله وعَلِیّا علیه السلام وَالحَسَنَ وَالحُسَینَ علیهماالسلامیُعینونَ المَلائِکَةَ . حَتّى إذا ماتَ مُحَمَّدُ بنُ عَلِیٍّ رَأى جَعفَرٌ مِثلَ ذلِکَ ، ورَأَى النَّبِیَّ صلى الله علیه و آله وعَلِیّا علیه السلام وَالحَسَنَ وَالحُسَینَ وعَلِیَّ بنَ الحُسَینِ علیهم السلام یُعینونَ المَلائِکَةَ ، حَتّى إذا ماتَ جَعفَرٌ رَأى موسى علیه السلام مِنهُ مِثلَ ذلِکَ ، هکَذا یَجری إلى آخِرِنا (بصائر الدرجات : ص ۲۲۵ ح ۱۷ ، الخرائج والجرائح : ج ۲ ص ۷۷۸ ح ۱۰۲) .
۵۴۱.تاریخ الطبرى ( ـ به نقل از حمید بن مسلم ـ ) : ساکنان غاضریّه ۱ از قبیله بنى اسد ، حسین علیه السلام و یارانش را یک روز پس از شهادتشان به خاک سپردند . ۲
۵۴۲.مقتل الحسین علیه السلام ، خوارزمى :عمر بن سعد پس از جنگ عاشورا تا فردایش [در کربلا]ماند و کشتگانِ خود را گرد آورد و بر آنان نماز خواند و به خاکشان سپرد ؛ ولى [پیکرِ]حسین علیه السلام و خاندان و یارانش را رها کرد . هنگامى که [عمر بن سعد و یارانش] به کوفه کوچ کردند و آنها را بر همین حال گذاشتند ، ساکنان غاضریه، از قبیله بنى اسد، آمدند و یاران حسین علیه السلام را کفن کردند و بر آنان نماز خواندند و به خاکشان سپردند . آنان ، هفتاد و دو مرد بودند . ۳
۳ / ۳ - جاى قبرهاى شهیدان
۵۴۳.الإرشاد ( ـ پس از یادکردِ کشتگان همراه امام حسین علیه السلا م) : این هفده تن ـ که خدا از همه آنان خشنود باد ـ ، از هاشمیان بودند : برادران حسین ـ که بر او و ایشان درود باد ـ و پسران برادرش و پسران دو عمویش ، جعفر و عقیل ، که همگى نزدیک پاى حسین علیه السلام در مرقدش مدفون اند . گودالى برایشان کندند و همگى را در آن نهادند و بر آن ، خاک ریختند ، بجز عبّاس بن على ـ که خدا از او خشنود باد ـ که در همان جایگاه شهادتش ، بر بندْآب ، در راه غاضریه ، دفن شد و قبرش آشکار است .
1.ر . ک : نقشه شماره ۴ در پایان کتاب .
2.دَفَنَ الحُسَینَ علیه السلام وأصحابَهُ أهلُ الغاضِرِیَّةِ مِن بَنی أسَدٍ بَعدَما قُتِلوا بِیَومٍ (تاریخ الطبرى : ج ۵ ص ۴۵۵) .
3.وأقامَ عُمَرُ بنُ سَعدٍ یَومَهُ ذلِکَ إلَى الغَدِ ، فَجَمَعَ قَتلاهُ ، فَصَلّى عَلَیهِم ودَفَنَهُم ، وتَرَکَ الحُسَینَ علیه السلام وأهلَ بَیتِهِ وأصحابَهُ ، فَلَمَّا ارتَحَلوا [أی عُمَرُ بنُ سَعدٍ وأصحابُهُ] إلَى الکوفَةِ وتَرَکوهُم عَلى تِلکَ الحالَةِ ، عَمَدَ أهلُ الغاضِرِیَّةِ مِن بَنی أسَدٍ ، فَکَفَّنوا أصحابَ الحُسَینِ علیه السلام ، وصَلّوا عَلَیهِم ودَفَنوهُم ، وکانُوا اثنَینِ وسَبعینَ رَجُلاً (مقتل الحسین علیه السلام ، خوارزمى : ج ۲ ص ۳۹ ؛ بحار الأنوار : ج ۴۵ ص ۶۲) .
۵۴۳.الإرشاد ( ـ پس از یادکردِ کشتگان همراه امام حسین علیه السلا ) از قبرهاى برادران و خویشان حسین علیه السلام که نام بردیم، اثرى نیست و زائر ، آنها را از همان نزد قبر ایشان زیارت مى کند و به زمینى که نزدیک پاهاى امام علیه السلام است ، با اشاره سلام مى دهد . على بن الحسین (على اکبر) هم میان آنان است و گفته مى شود که مدفن او از همه به امام حسین علیه السلام نزدیک تر است . یاران حسین ـ که رحمت خدا بر ایشان باد ـ که با او شهید شدند ، گرد امام علیه السلام دفن شده اند و ما به تحقیق و تفصیل ، قبرى براى آنان سراغ نداریم ؛ امّا تردید نداریم که حائر حسینى ، آنان را در بر دارد . خدا از ایشان خشنود باشد و خشنودشان کند و آنان را در بهشت هاى پُرنعمت خود ، جاى دهد ! ۱
۵۴۴.الإرشاد :هنگامى که ابن سعد کوچ کرد و رفت ، گروهى از بنى اسد ـ که در غاضریه فرود آمده بودند ـ ، به سوى حسین علیه السلام و یارانش ـ که رحمت خدا بر ایشان باد ـ رفتند و بر آنان نماز خواندند و حسین علیه السلام را در همین جایى که اکنون هست ، به خاک سپردند و پسرش على اصغر ۲ را نزد پاهایش دفن کردند و براى شهیدان خاندان و یارانش که گرد او بر زمین افتاده بودند، گودالى نزدیک پاهاى حسین علیه السلام کندند و آنان را گرد آوردند و همه آنان را با هم دفن کردند . عبّاس بن على را نیز در همان جا که شهید شد ، در راه غاضریه و همین جایى که اکنون قبر اوست ، به خاک سپردند . ۳
1.فَهؤُلاءِ سَبعَةَ عَشَرَ نَفسا مِن بَنی هاشِمٍ رِضوانُ اللّه ِ عَلَیهِم أجمَعینَ ، إخوَةُ الحُسَینِ عَلَیهِ وعَلَیهِمُ السَّلامُ ، وبنو أخیهِ ، وبَنو عَمَّیهِ جَعفرٍ وعَقیلٍ ، وهُم کُلُّهُم مَدفونونَ مِمّا یَلی رِجلَیِ الحُسَینِ علیه السلام فی مَشهَدِهِ ، حُفِرَ لَهُم حَفیرَةٌ واُلقوا فیها جَمیعا ، وسُوِّیَ عَلَیهِمُ التُّرابُ إلَا العَبّاسَ بنَ عَلِیٍّ رِضوانُ اللّه ِ عَلیهِ ، فَإِنَّهُ دُفِنَ فی مَوضِعِ مَقتَلِهِ عَلَى المُسَنّاةِ بِطَریقِ الغاضِرِیَّةِ ، وقَبرُهُ ظاهِرٌ ، ولَیسَ لِقُبورِ إخوَتِهِ وأهلِهِ الَّذینَ سَمَّیناهُم أثَرٌ ، وإنَّما یَزورُهُمُ الزّائِرُ مِن عِندِ قَبرِ الحُسَینِ علیه السلام ، ویومِئُ إلَى الأَرضِ الَّتی نَحوَ رِجلَیهِ بِالسَّلامِ ، وعَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام فی جُملَتِهِم ، ویُقالُ : إنَّهُ أقرَبُهُم دَفنا إلَى الحُسَینِ علیه السلام . فَأَمّا أصحابُ الحُسَینِ رَحمَةُ اللّه ِ عَلَیهِمُ الَّذینَ قُتِلوا مَعَهُ ، فَإِنَّهُم دُفِنوا حَولَهُ ، ولَسنا نُحَصِّلُ لَهُم أجداثا عَلَى التَّحقیقِ وَالتَّفصیلِ ، إلّا أنّا لا نَشُکُّ أنَّ الحائِرَ مُحیطٌ بِهِم ، رَضِیَ اللّه ُ عَنهُم وأرضاهُم ، وأسکَنَهُم جَنّاتِ النَّعیمِ (الإرشاد : ج ۲ ص ۱۲۶ ، إعلام الورى : ج ۱ ص ۴۷۶) .
2.مراد ، همان على اکبر است .
3.لَمّا رَحَلَ ابنُ سَعدٍ خَرَجَ قَومٌ مِن بَنی أسَدٍ ، کانوا نُزولاً بِالغاضِرِیَّةِ إلَى الحُسَینِ علیه السلام وأصحابِهِ رَحمَةُ اللّه ِ عَلَیهِم ، فَصَلّوا عَلَیهِم ، ودَفَنُوا الحُسَینَ علیه السلام حَیثُ قَبرُهُ الآنَ ، ودَفَنُوا ابنَهُ عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ الأَصغَرَ علیه السلام عِندَ رِجلَیهِ ، وحَفَروا لِلشُّهَداءِ مِن أهلِ بَیتِهِ وأصحابِهِ الَّذینَ صُرِعوا حَولَهُ مِمّا یَلی رِجلَیِ الحُسَینِ علیه السلام ، وجَمَعوهُم ، فَدَفَنوهُم جَمیعا مَعا ، ودَفَنُوا العَبّاسَ بنَ عَلِیٍّ علیهماالسلامفی مَوضِعِهِ الَّذی قُتِلَ فیهِ عَلى طَریقِ الغاضِرِیَّةِ ، حَیثُ قَبرُهُ الآنَ (الإرشاد : ج ۲ ص ۱۱۴ ، إعلام الورى : ج ۱ ص ۴۷۰) .
۳ / ۴ - پیکر امام علیه السلام در گذر زمان دگرگون نشد
۵۴۵.الأمالى، طوسى :ابراهیم دیزج مى گوید : متوکّل ، مرا براى تغییر قبر حسین علیه السلام فرستاد و نامه اى را خطاب به جعفر بن محمّد بن عمّار قاضى ، با من همراه کرد که در آن ، نوشته بود : «تو را از روانه کردن ابراهیم دیزج به کربلا براى نبش قبر حسین ، آگاه مى کنم و چون نامه ام را خواندى ، به کار ، سرکشى کن» . جعفر بن محمّد بن عمّار ، نامه را به من نشان داد . من فرمان او را به انجام رساندم و نزد او آمدم . به من گفت : چه کردى؟ گفتم : آنچه را فرمان داده بودى ، انجام دادم ؛ امّا چیزى ندیدم و چیزى نیافتم . او به من گفت : آیا خوب گود کردى [و تا تهِ قبر رفتى] ؟ گفتم : چنین کردم و چیزى ندیدم . او به خلیفه نوشت : «ابراهیم دیزج ، نبش قبر کرده و چیزى نیافته است . به او فرمان داده ام و او قبر را به آب بسته و با گاو ، شیار کرده است» . ابو على عمّارى مى گوید : ابراهیم دیزج برایم گفت و من هم از ماجرا پرسیدم . او به من گفت : من فقط با غلامان ویژه ام رفتم و نبش قبر کردم . بوریایى نو یافتم که پیکر حسین بن على بر آن قرار داشت و بوى مُشک از آن مى آمد . بوریا را ـ که پیکر حسین علیه السلام بر آن بود ـ به همان حال ، رها کردم و فرمان دادم خاک بر روى آن بریزند و آب را بر آن گشودم و فرمان دادم با گاو ، آن جا را شیار کنند و شخم بزنند ؛ امّا گاو بر آن جا گام مى نهاد و چون به جایگاه مى رسید ، از آن جا باز مى گشت .
۵۴۵.الأمالى، طوسى :من براى غلامانم به خدا و سوگندهاى شدید ، قسم خوردم که اگر کسى این ماجرا را [جایى] نقل کند ، او را خواهم کشت . ۱
1.بَعَثَنِی المُتَوَکِّلُ إلى کَربَلاءَ لِتَغییرِ قَبرِ الحُسَینِ علیه السلام ، وکَتَبَ مَعی إلى جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدِ بنِ عَمّارٍ القاضی ، اُعلِمُکَ أنّی قَد بَعَثتُ إبراهیمَ الدّیزَجَ إلى کَربَلاءَ ؛ لِنَبشِ قَبرِ الحُسَینِ علیه السلام ، فَإِذا قَرَأتَ کِتابی فَقِف عَلَى الأَمرِ حَتّى تَعرِفَ فَعَلَ أو لَم یَفعَل . قالَ الدّیزَجُ : فَعَرَّفَنی جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ عَمّارٍ ما کَتَبَ بِهِ إلَیهِ ، فَفَعَلتُ ما أمَرَنی بِهِ جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ عَمّارٍ ، ثُمَّ أتَیتُهُ ، فَقال لی : ما صَنَعتَ ؟ فَقُلتُ : قَد فَعَلتُ ما أمَرتَ بِهِ ، فَلَم أرَ شَیئا ، ولَم أجِد شَیئا . فَقالَ لی : أفَلا عَمَّقتَهُ ؟ قُلتُ : قَد فَعَلتُ وما رَأَیتُ ، فَکَتَبَ إلَى السُّلطانِ : إنَّ إبراهیمَ الدّیزَجَ قَد نَبَشَ ، فَلَم یَجِد شَیئا ، وأمَرتُهُ فَمَخَرَهُ بِالماءِ ، وکَرَبَهُ بِالبَقَرِ . قالَ أبو عَلِیٍّ العَمّارِیُّ : فَحَدَّثَنی إبراهیمُ الدّیزَجُ ، وسَأَلتُهُ عَن صورَةِ الأَمرِ ، فَقالَ لی : أتَیتُ فی خاصَّةِ غِلمانی فَقَط ، وإنّی نَبَشتُ ، فَوَجَدتُ بارِیَةً جَدیدَةً وعَلَیها بَدَنُ الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ علیه السلام ، ووَجَدتُ مِنهُ رائِحَةَ المِسکِ ، فَتَرَکتُ البارِیَةَ عَلى حالَتِها وبَدَنُ الحُسَینِ علیه السلام عَلَى البارِیَةِ ، وأمَرتُ بِطَرحِ التُّرابِ عَلَیهِ ، وأطلَقتُ عَلَیهِ الماءَ ، وأمَرتُ بِالبَقَرِ لِتَمخَرَهُ وتَحرُثَهُ ، فَلَم تَطَأهُ البَقَرُ ، وکانَت إذا جاءَت إلَى المَوضِعِ رَجَعَت عَنهُ ، فَحَلَفتُ لِغِلمانی بِاللّه ِ وبِالأَیمانِ المُغَلَّظَةِ لَئِن ذَکَرَ أحَدٌ هذا لَأَقتُلَنَّهُ (الأمالى ، طوسى : ص ۳۲۶ الرقم ۶۵۳ ، بحار الأنوار : ج ۴۵ ص ۳۹۴ الرقم ۲) .
سخنى در باره کفْن و دفن شهدا
از نظر فقهاى شیعه ، شهید ، نه غسل دارد و نه کفن ؛ بلکه باید با لباس خود دفن شود ، مگر این که برهنه باشد که در این صورت ، شمارى از فقها تصریح کرده اند که کفن کردن وى ، واجب است . ۱
گزارشى از دفن امام علیه السلام
بر پایه گزارش هایى که گذشت ، دشمن ، لباس هاى امام حسین علیه السلام را ربوده و بر بدن ایشان ، اسب تاخته بود . بنا بر این ، کفن کردن امام حسین علیه السلام ، مفهوم خاصّ خود را خواهد داشت . مؤلّف الطبقات الکبرى ، در گزارش زیر آورده که ابو خالد ، از ابن زیاد ، اجازه گرفت و سر و بدن شهدا را کفن و دفن کرد : ذَکوان (ابو خالد) ، به ابن زیاد گفت: اجازه بده من این سرها را دفن کنم . ابن زیاد هم اجازه داد و ذَکوان ، آنها را کفن کرد و در گورستان به خاک سپرد و بعد به سراغ جنازه ها رفت و آنها را هم کفن کرد و به خاک سپرد. ۲ البتّه این گزارش ، قابل قبول نیست ؛ زیرا علاوه بر تعارض با نقل مشهور ، ۳ صدور
1.ر . ک : جواهر الکلام : ج ۴ ص ۹۱ .
2.الطبقات الکبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : ج ۱ ص ۴۸۴ .
3.مشهور است که دفن جنازه ها ، توسط بنى اسد انجام شد . در این باره ، ر . ک : تاریخ الطبرى : ج ۵ ص ۴۵۵ و أنساب الأشراف : ج ۳ ص ۴۱۱ .
چنین اجازه اى از ابن زیاد ، بعید به نظر مى رسد . همچنین کفن شدن بدن امام علیه السلام توسط غلام زُهَیر ـ که در گزارش دیگر الطبقات الکبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) ۱ آمده ـ ، خالى از استبعاد نیست .
دفن شهدا
دفن سیّد الشهدا و یارانش به دو صورت ، گزارش شده است : اوّل ، این که ایشان به صورت خارق العاده توسط امام زین العابدین علیه السلام و با حضور پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ، امام على علیه السلام ، امام حسن علیه السلام و فرشتگان الهى دفن شده است . این گزارش با روایاتى هماهنگ است که دلالت دارند امور مربوط به تجهیز و دفن امامان اهل بیت علیهم السلام ، فقط توسّط امام بعدى انجام مى شود . ۲ دوم ، این که اهل غاضریه از طایفه بنى اسد ، اجساد مطهّر شهدا را دفن کرده اند . جمع میان این دو گزارش نیز بدین سان امکان پذیر است که با عنایت به خارق العاده بودن حضور امام زین العابدین علیه السلام ، بنى اسد ، متوجّه حضور ایشان نشده اند ، چنان که حضور پیامبر صلى الله علیه و آله و فرشتگان نیز براى آنان مشخّص نبوده است ، و یا این که آنان ، امام زین العابدین علیه السلام را دیده اند ؛ ولى نشناخته اند .
روز دفن شهدا
منابع کهن ، دفن شهدا را یک روز پس از شهادت آنان ذکر کرده اند ؛ لیکن اگر مقصود ، روز یازدهم باشد ـ همان طور که محدّث قمى بیان نموده ـ ، بعید به نظر مى رسد که صحیح باشد ؛ زیرا عمر بن سعد ، تمام روز یازدهم و یا تا ظهر آن را در کربلا براى
1.ر. ک : الطبقات الکبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : ج ۱ ص ۴۸۵ .
2.مانند روایاتى که مى گویند : «لا یَلِى الوَصِىَّ إلَا الوَصِىُّ؛ کفن و دفن نمى کند وصى را مگر وصى» (الکافى : ج ۸ ص ۲۰۶ ح ۲۵۰، الغیبة ، طوسى : ص ۵۷ ح ۵۲ ، بحار الأنوار : ج ۵۳ ص ۹۴ ح ۱۰۳ )
دفن اجساد سپاه خود ، مانده و از اهل غاضریه از بنى اسد ـ که على القاعده با فاصله اى از میدان نبرد، مستقر بوده اند ـ نیز بعید است که در این فرصت کوتاه ، جرئت یا امکان حضور داشته اند ، مگر این که بگوییم مقصود از یک روز بعد از شهادت ، روز دوازدهم است . در باره جزئیات مربوط به دفن سیّد الشهدا و اصحاب آن بزرگوار نیز آنچه بر سرِ زبان ها مشهور گردیده ، در منابع معتبر کهن حدیثى و تاریخى وجود ندارد . تنها در کتاب الدمعة الساکبة ، ضمن گزارش مفصّلى آمده که : بنى اسد ، هنگامى که براى دفن امام علیه السلام و یارانش آمدند ، عربى بادیه نشین را دیدند و او آنها را براى دفن شهدا راه نمایى کرد ، تا این که به بدن سیّد الشهدا رسید . در آن هنگام ، به شدّت گریست و نگذاشت آنها ، پیکر امام حسین علیه السلام را دفن کنند و فرمود : مَعى مَن یُعینُنى . با من کسى هست که یارى ام کند . آن گاه دستانش را زیر کمر شریف امام حسین علیه السلام قرار داد و فرمود : بِسمِ اللّه ِ و بِاللّه ِ و فى سَبیلِ اللّه ِ و عَلى مِلّةِ رَسولِ اللّه ِ . هذا ما وَعَدَنا اللّه ُ تعالى ورَسُولُهُ و صَدَقَ اللّه ُ و رَسُولُهُ . ما شاءَ اللّه ُ . لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا باللّه ِ العَلىِّ العَظیمِ . به نام خدا و به خدا و در راه خدا و به آیین پیامبر خدا . این ، همان چیزى است که خداوندِ والا و پیامبرش به ما وعده داده بودند و خداوند و پیامبرش راست گفته اند . هر چه خدا بخواهد ! هیچ نیرو و توانى جز از جانب خداى والا نیست . آن گاه جنازه را به تنهایى ، داخل قبر گذاشت و هیچ یک از آنها با وى همکارى نکردند . سپس صورتش را به گلوى شریف امام علیه السلام گذاشت و در حالى که مى گریست ، مى فرمود : طُوبى لِأرضٍ تَضَمَّنت جَسَدَکَ الشَّریفَ، أمَّا الدُّنیا فَبَعدَکَ مُظلِمَةٌ و الآخِرَةُ فَبِنُورِکَ مُشرِقَةٌ . أمّا الحُزنُ سَرمَدٌ و اللَّیلُ فَمُسَهَّدٌ حَتّى یَختارَ اللّه ُ لى دارَکَ الَّتى أنتَ مُقیمٌ بِها ، فَعَلیکَ مِنّى السَّلامُ یا بنَ رَسولِ اللّه ِ و رَحمَةُ اللّه ِ و بَرَکاتُهُ .
خوشا زمینى که جسد شریف تو را در خود خواهد داشت! دنیا پس از تو ، تاریک و آخرت با نور تو روشن است . اندوهم همیشگى است و شب هایم به بیدارى خواهد گذشت تا خداوند ، خانه اى را که تو در آن مقیم شده اى ، نصیبم کند . از من بر تو سلام ـ اى پسر پیامبر خدا ـ و رحمت و برکاتش بر تو باد! آن گاه بر قبر ، خشت چید و خاک ریخت و سپس دستش را روى قبر گذاشت و با انگشتانش بر آن نگاشت و نوشت : هذا قَبرُ حُسَینِ بنِ عَلىّ بنِ أبى طالِبٍ الَّذى قَتَلُوهُ عَطشانا غَریبا . این ، قبر حسین بن على بن ابى طالب است که او را غریبانه و تشنه کشتند . پس از آن ، با راه نمایى او ، عبّاس علیه السلام را دفن کردند . در پایان ، بنى اسد ، به مرد عرب گفتند : اى برادر عرب ! به حقّ این جنازه اى که به تنهایى به خاک سپردى و کسى از ما را شریک خود نساختى ، بگو تو که هستى . وى گریه شدیدى کرد و فرمود : أنا إمامُکم عَلِىُّ بنُ الحُسَینِ . من ، امام شما على بن الحسین هستم . آنان به ایشان گفتند : تو على [بن الحسین] هستى ؟ فرمود : «آرى» و سپس از دیدگانشان ناپدید شد . ۱ لیکن باید توجّه داشت ، همان طور که در مبحث کتاب شناسى تاریخ عاشورا در پیش گفتار دانش نامه امام حسین علیه السلام که کتاب حاضر گزیده آن است به تفصیل توضیح داده ایم ، کتاب الدمعة الساکبة و سایر منابعى که این گزارش را نقل کرده اند ، قابل اعتماد نیستند .
1.الدمعة الساکبة : ج ۵ ص ۱۱ ـ ۱۴ .

نویسنده : غلامرضانورمحمدنصرآبادی ; ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک