حضرت زینب سلام الله علیها


+  

سر امام حسین ع در خانه خولى
۵۴۶.أنساب الأشراف :عمر بن سعد ، همان روز (عاشورا) ، سر حسین علیه السلام را با خولى بن یزیدِ اصبحى از قبیله حِمیَر و نیز حُمَید بن مسلم ازدى ، به سوى ابن زیاد فرستاد . آنان شب به سوى او رفتند و چون درِ کاخ را بسته دیدند ، خولى، آن سر را به خانه اش آورد و زیر تَشتى در خانه اش گذاشت . او در خانه اش ، زنى به نام نوار ، دختر مالک حضرمى ، داشت که پرسید : چه خبر ؟ گفت : ثروت روزگار را آورده ام . این ، سر حسین است که همراه تو در خانه است ! زن گفت : واى بر تو ! مردم ، طلا و نقره مى آورند و تو ، سر فرزند دختر پیامبر خدا را آوردى ؟! به خدا سوگند ، هیچ گاه چیزى ، سر من و سر تو را گرد هم نمى آورد . ۱
1.بَعَثَ عُمَرُ بِرَأسِ الحُسَینِ علیه السلام مِن یَومِهِ مَعَ خَولِیِّ بنِ یَزیدَ الأَصبَحِیِّ مِن حِمیَرَ ، وحُمَیدِ بنِ مُسلِمٍ الأَزدِیِّ إلَى ابنِ زِیادٍ ، فَأَقبَلا بِهِ لَیلاً ، فَوَجَدا بابَ القَصرِ مُغلَقا ، فَأَتى خَولِیٌّ بِهِ مَنزِلَهُ ، فَوَضَعَهُ تَحتَ إجّانَةٍ فی مَنزِلِهِ ، وکانَ فی مَنزِلِهِ امرَأَةٌ یُقالُ لَهَا النَّوارُ بِنتُ مالِکٍ الحَضرَمِیِّ ، فَقالَت لَهُ : مَا الخَبَرُ ؟ قالَ : جِئتُ بِغِنَى الدَّهرِ ، هذا رَأسُ الحُسَینِ مَعَکِ فِی الدّارِ !! فَقالَت : وَیلَکَ! جاءَ النّاسُ بِالفِضَّةِ وَالذَّهَبِ ، وجِئتَ بِرَأسِ ابنِ بِنتِ رَسولِ اللّه ِ !! وَاللّه ِ ، لا یَجمَعُ رَأسی ورَأسَکَ شَیءٌ أبَدا (أنساب الأشراف : ج ۲ ص ۴۱۱) .
۵۴۷.مثیر الأحزان :هنگامى که حاملان سر امام حسین علیه السلام به کوفه نزدیک شدند ، عبید اللّه بن زیاد در نُخَیله (همان عبّاسیّه) بود و شامگاه ، وارد شد . و روایت شده که نوار ، دختر مالک ، همسر خولى بن یزید اصبحى ، گفته است : خولى با سر حسین علیه السلام به درون خانه آمد و آن را زیر تَشت گذاشت و به بسترش رفت . گفتم : چه خبر ؟ گفت : ثروت روزگار را برایت آورده ام ؛ سر حسین را ! گفتم : واى بر تو! مردم ، طلا و نقره آورده اند و تو ، سر حسین ، فرزند پیامبر خدا را آوردى ؟! به خدا سوگند ، هیچ گاه چیزى ، سر من و سر تو را گرد هم نمى آورد . آن گاه از بسترم بیرون پریدم و نزد تَشت نشستم . به خدا سوگند ، همواره به ستون نورى که از آسمان تا آن تَشت بود ، مى نگریستم و پرندگانى سپید دیدم که گرد آن ، بال مى زدند . ۱
۴ / ۲ - بُرده شدن سرها به وسیله قبیله قاتل
۵۴۸.تاریخ الطبرى ( ـ به نقل از ابو مخنف ـ ) : هنگامى که حسین بن على علیه السلام کشته شد ، سرهاى کسانى را که از اهل بیت و پیروان و یاران او شهید شده بودند، نزد عبید اللّه بن زیاد آوردند . [قبیله] کِنده ، سیزده سر آوردند که رئیس آنها ، قیس بن اشعث بود . [قبیله]هوازِن ، بیست سر آوردند که شمر بن ذى الجوشن ، رئیس آنها بود . [قبیله]تمیم ،
1.لَمّا قارَبوا [أی حَمَلَةُ رَأسِ الحُسَینِ علیه السلام] الکوفَةَ کانَ عُبَیدُ اللّه ِ بنُ زِیادٍ بِالنُّخَیلَةِ ـ وهِیَ العَبّاسِیَّةُ ـ ودَخَلَ لَیلاً . ورُوِّیتُ : أنَّ النَّوارَ ابنَةَ مالِکٍ زَوجَةَ خَولِیِّ بنِ یَزیدَ الأَصبَحِیِّ ، قالَت : أقبَلَ خَولِیٌّ بِرَأسِ الحُسَینِ علیه السلام ، فَدَخَلَ البَیتَ ، فَوَضَعَهُ تَحتَ إجّانَةٍ ، وأوى إلى فِراشِهِ . فَقُلتُ : مَا الخَبَرُ ؟ قالَ : جِئتُکِ بِغَناءِ الدَّهرِ ، بِرَأسِ الحُسَینِ!! قُلتُ : وَیحَکَ! جاءَ النّاسُ بِالذَّهَبِ وَالفِضَّةِ ، وجِئتَ بِرَأسِ الحُسَینِ بنِ رَسولِ اللّه ِ صلى الله علیه و آله !! وَاللّه ِ ، لا جَمَعَ رَأسی ورَأسَکَ شَیءٌ أبَدا ، ووَثَبتُ مِن فِراشی ، وقَعَدتُ عِندَ الإِجّانَةِ ، فَوَاللّه ِ ، ما زِلتُ أنظُرُ إلى نورٍ مِثلَ العَمودِ یَسطَعُ مِنَ السَّماءِ إلَى الإِجّانَةِ ، ورَأَیتُ طُیورا بیضا تُرَفرِفُ حَولَها (مثیر الأحزان : ص ۸۵) .
۵۴۸.تاریخ الطبرى ( ـ به نقل از ابو مخنف ـ ) هفده سر و بنى اسد ، شش سر و مَذحِج ، هفت سر و بقیّه لشکر ، هفت سر آوردند که هفتاد سر مى شود . ۱
۵۴۹.الأخبار الطوال :عمر بن سعد تا دو روز پس از شهادت حسین علیه السلام ، در کربلا ماند و سپس میان مردم ، نداى حرکت سر داد و سرها را بر سرِ نیزه ها آوردند ، که هفتاد و دو سر بود . هوازِن ، بیست و دو سر را آوردند و تمیم ، هفده سر را به سرکردگى حُصَین بن نُمَیر ، و کِنده ، سیزده سر را به سرکردگى قیس بن اشعث ، و بنى اسد ، شش سر را به سرکردگى هلال اَعوَر ، و اَزْد ، پنج سر را به سرکردگى عَیهَمَة بن زُهَیر ، و ثقیف ، دوازده سر را به سرکردگى ولید بن عمرو . ۲
۴ / ۳ - بر سرِ نیزه بردن سرها
۵۵۰.الأخبار الطوال :سرها را بر سرِ نیزه ها بردند و ۷۲ سر بود . ۳
1.لَمّا قُتِلَ الحُسَینُ بنُ عَلِیٍّ علیه السلام جیءَ بِرُؤوسِ مَن قُتِلَ مَعَهُ مِن أهلِ بَیتِهِ وشیعَتِهِ وأنصارِهِ إلى عُبَیدِ اللّه ِ بنِ زِیادٍ . فَجاءَت کِندَةُ بِثَلاثَةَ عَشَرَ رَأسا ، وصاحِبُهُم قَیسُ بنُ الأَشعَثِ . وجاءَت هَوازِنُ بِعِشرینَ رَأسا ، وصاحِبُهُم شِمرُ بنُ ذِی الجَوشَنِ . وجاءَت تَمیمٌ بِسَبعَةَ عَشَرَ رَأسا ، وجاءَت بَنو أسَدٍ بِسِتَّةِ أرؤُسٍ ، وجاءَت مَذحِجٌ بِسَبعَةِ أرؤُسٍ ، وجاءَ سائِرُ الجَیشِ بِسَبعَةِ أرؤُسٍ ، فَذلِکَ سَبعونَ رَأسا (تاریخ الطبرى : ج ۵ ص ۴۶۷ ، الکامل فى التاریخ : ج ۲ ص ۵۸۱) .
2.أقامَ عُمَرُ بنُ سَعدٍ بِکَربَلاءَ بَعدَ مَقتَلِ الحُسَینِ علیه السلام یَومَینِ ، ثُمَّ أذَّنَ فِی النّاسِ بِالرَّحیلِ ، وحُمِلَتِ الرُّؤوسُ عَلى أطرافِ الرِّماحِ ، وکانَتِ اثنَینِ وسَبعینَ رَأسا . جاءَت هَوازِنُ مِنها بِاثنَینِ وعِشرینَ رَأسا . وجاءَت تَمیمٌ بِسَبعَةَ عَشَرَ رَأسا مَعَ الحُصَینِ بنِ نُمَیرٍ . وجاءَت کِندَةُ بِثَلاثَةَ عَشَرَ رَأسا مَعَ قَیسِ بنِ الأَشعَثِ . وجاءَت بَنو أسَدٍ بِسِتَّةِ رُؤوسٍ مَعَ هِلالٍ الأَعوَرِ . وجاءَتِ الأَزدُ بِخَمسَةِ رُؤوسٍ مَعَ عَیهَمَةَ بنِ زُهَیرٍ . وجاءَت ثَقیفٌ بِاثنَی عَشَرَ رَأسا مَعَ الوَلیدِ بنِ عَمرٍو (الأخبار الطوال : ص ۲۵۹ ، بغیة الطلب فى تاریخ حلب : ج ۶ ص ۲۶۳۰) .
3.حُمِلَتِ الرُّؤوسُ عَلى أطرافِ الرِّماحِ ، وکانَتِ اثنَینِ وسَبعینَ رَأسا (الأخبار الطوال : ص ۲۵۹) .
۵۵۱.تاریخ الطبرى ( ـ به نقل از زرّ بن حبیش ـ ) : نخستین سرى که بر سر چوب کردند ، سر حسین بود . خدا از او خشنود باشد و بر روحش درود فرستد ! ۱
۵۵۲.تذکرة الخواصّ :ابن زیاد ، همه سرها را در کوفه بر چوب نهاد . سرها افزون بر هفتاد عدد بودند و در اسلام ، آنها نخستین سرها پس از سر مسلم بن عقیل بودند که در کوفه نصب شدند . ۲
۴ / ۴ - فرستاده شدن سرهاى شهدا براى ابن زیاد
۵۵۳.الإرشاد :عمر بن سعد ، همان روز عاشورا سر حسین علیه السلام را با خولى بن یزید اصبحى و حُمَید بن مسلم اَزدى ، براى عبید اللّه بن زیاد، روانه کرد و فرمان داد که سر بقیّه یاران و خاندان حسین علیه السلام را قطع کنند . تعداد سرها، ۷۲ تا بود که آنها را با شمر بن ذى الجوشن ، قیس بن اشعث و عمرو بن حَجّاج، روانه کرد و آنها را آوردند ، تا بر ابن زیاد، وارد شدند . ۳
۵۵۴.الأمالى ، صدوق ( ـ به نقل از عبد اللّه بن منصور ، از امام صادق ، ا ) : سِنان ـ که خدا لعنتش کند ـ آمد ، تا این که سرِ حسین بن على علیه السلام را به مجلس عبید اللّه بن زیاد ـ که خدا لعنتش کند ـ ، وارد کرد ، در حالى که چنین مى گفت :
1.أوَّلُ رَأسٍ رُفِعَ عَلى خَشَبَةٍ ، رَأسُ الحُسَینِ رَضِیَ اللّه ُ عَنهُ ، وصَلَّى اللّه ُ عَلى روحِهِ (تاریخ الطبرى : ج ۵ ص ۳۹۴ ، الطبقات الکبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : ج ۱ ص ۴۸۳ ش ۴۴۵) .
2.إنَّ ابنَ زِیادٍ نَصَبَ الرُّؤوسَ کُلَّها بِالکوفَةِ عَلَى الخَشَبِ ، وکانَت زِیادَةً عَلى سَبعینَ رَأسا ، وهِیَ أوَّلُ رُؤوسٍ نُصِبَت فِی الإِسلامِ بَعدَ رَأسِ مُسلِمِ بنِ عَقیلٍ بِالکوفَةِ (تذکرة الخواصّ : ص ۲۵۹) .
3.سَرَّحَ عُمَرُ بنُ سَعدٍ مِن یَومِهِ ذلِکَ ـ وهُوَ یَومُ عاشوراءَ ـ بِرَأسِ الحُسَینِ علیه السلام مَعَ خَولِیِّ بنِ یَزیدَ الأَصبَحِیِّ وحُمَیدِ بنِ مُسلِمٍ الأَزدِیِّ إلى عُبَیدِ اللّه ِ بنِ زِیادٍ ، وأمَرَ بِرُؤوسِ الباقینَ مِن أصحابِهِ وأهلِ بَیتِهِ ، فَقُطِعَت ، وکانَتِ اثنَینِ وسَبعینَ رَأسا ، وسَرَّحَ بِها مَعَ شِمرِ بنِ ذِی الجَوشَنِ ، وقَیسِ بنِ الأَشعَثِ ، وعَمرِو بنِ الحَجّاجِ ، فَأَقبَلوا حَتّى قَدِموا بِها عَلَى ابنِ زِیادٍ (الإرشاد : ج ۲ ص ۱۱۳ ، مثیر الأحزان : ص ۸۴) .
۵۵۴.الأمالى ، صدوق ( ـ به نقل از عبد اللّه بن منصور ، از امام صادق ، ا ) رکاب مرا پر از سیم و زر کن که من ، سلطان عالى جاه را کشتم ؛ آن که پدر و مادرش ، بهترینِ مردم بودند و خود نیز به هنگام یادکرد نسب ها ، بهترینِ مردم بود . عبید اللّه بن زیاد به او گفت : واى بر تو ! اگر مى دانستى که پدر و مادرش ، بهترینِ مردم هستند ، چرا او را کشتى ؟ آن گاه فرمان داد گردنش را بزنند و خداوند ، روحش را زودتر به آتش بُرد . ۱
۵۵۵.الفصول المهمّة :عمر بن سعد ـ که خدا او را وا بگذارد ـ سر را با سِنان بن اَنَس نخعى ، قاتل حسین علیه السلام ، براى ابن زیاد فرستاد . ۲
۴ / ۵ - سر امام در مجلس ابن زیاد
۵۵۶.تاریخ الطبرى ـ به نقل از سعد بن عبیده ـ :سر حسین علیه السلام را براى ابن زیاد آوردند و پیش رویش نهادند . او با سر چوب دستى اش ، بر آن مى نواخت و مى گفت : ریش ابا عبد اللّه ، جوگندمى شده است . ۳
۵۵۷.الأمالى، شجرى ( ـ به نقل از اَنَس ـ ) : هیچ چشمى ، عبرتى مانند روزى که سر حسین بن
1.أقبَلَ سِنانٌ لَعَنَهُ اللّه ُ حَتّى أدخَلَ رَأسَ الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ علیه السلام عَلى عُبَیدِ اللّه ِ بنِ زِیادٍ لَعَنَهُ اللّه ُ ، وهُوَ یَقولُ : {۰ اِملَأ رِکابی فِضَّةً وذَهَبا إنّی قَتَلتُ المَلِکَ المُحَجَّبا ۰} {۰ قَتَلتُ خَیرَ النّاسِ اُمّا وأبا وخَیرَهُم إذ یُنسَبونَ نَسَبا ۰} فَقالَ لَهُ عُبَیدُ اللّه ِ بنُ زِیادٍ : وَیحَکَ ! فَإِن عَلِمتَ أنَّهُ خَیرُ النّاسِ أبا واُمّا ، لِمَ قَتَلتَهُ إذَن ؟ فَأَمَرَ بِهِ ، فَضُرِبَت عُنُقُهُ ، وعَجَّلَ اللّه ُ بِروحِهِ إلَى النّارِ (الأمالى ، صدوق : ص ۲۲۷ ح ۲۳۹ ، روضة الواعظین : ص ۲۰۹ ) .
2.أرسَلَ عُمَرُ بنُ سَعدٍ ـ خَذَلَهُ اللّه ُ ـ بِالرَّأسِ إلَى ابنِ زِیادٍ مَعَ سِنانِ بنِ أنَسٍ النَّخَعِیِّ قاتِلِ الحُسَینِ علیه السلام (الفصول المهمّة : ص ۱۹۰) .
3.جیءَ بِرَأسِ الحُسَینِ علیه السلام إلَى ابنِ زِیادٍ ، فَوُضِعَ بَینَ یَدَیهِ ، فَجَعَلَ یَنکُتُ بِقَضیبِهِ ، ویَقولُ : إنَّ أبا عَبدِ اللّه ِ قَد کانَ شَمَطَ (تاریخ الطبرى : ج ۵ ص ۳۹۳ ، أنساب الأشراف : ج ۳ ص ۴۲۴) .
۵۵۷.الأمالى، شجرى ( ـ به نقل از اَنَس ـ ) على علیه السلام را در تَشت آوردند و پیش روى عبید اللّه پسر زیاد ـ که خدا ، هر دو شان را لعنت کند ـ نهادند ، ندید . او چوب دستى اش را بر آن مى کشید و مى گفت : او خیلى خوش سیما بود ! او خیلى زیبا بود ! ۱
۵۵۸.الأمالى، صدوق ( ـ به نقل از دربان عبید اللّه بن زیاد ـ ) : هنگامى که سر حسین آورده شد ، فرمان داد که آن را جلویش در تشتى از طلا گذاشتند و با چوب دستى اش شروع به زدن بر دندان هاى او کرد و مى گفت : اى ابا عبد اللّه ! زود پیر شدى [و محاسنت سفید گشت] ! مردى از قوم [حاضر در مجلس] گفت : دستْ نگه دار که من دیدم پیامبر صلى الله علیه و آله دهان بر جایى مى نهاد که تو چوب دستى ات را گذاشته اى . ابن زیاد گفت : روزى در برابر روز بَدر ! ۲
ر . ک : ص ۷۳۳ (فصل ششم / روانه کردن خاندان سیّد الشهدا علیه السلام به کوفه) .
۴ / ۶ - گرداندن سرهاى شهدا در کوفه
۵۵۹.الإرشاد :عبید اللّه بن زیاد ، صبح که برخاست ، سر حسین علیه السلام را روانه کرد تا میان همه کوچه ها و قبیله هاى کوفه بچرخانند . ۳
1.لَم تَرَ عَینٌ عِبَرا مِثلَ یَومَ اُتِیَ بِرَأسِ الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ علیه السلام فی طَشتٍ ، فَوُضِعَ بَینَ یَدَی عُبَیدِ اللّه ِ بنِ زِیادٍ لَعَنَهُمَا اللّه ُ ، فَجَعَلَ یَمُسُّهُ بِقَضیبِهِ ، ویَقولُ : إن کانَ لَصَبیحا ، إن کانَ لَجَمیلاً ! (الأمالى ، شجرى : ج ۱ ص ۱۶۴ ؛ تاریخ دمشق : ج ۱۴ ص ۲۳۶) .
2.إنَّهُ لَمّا جیءَ بِرَأسِ الحُسَینِ علیه السلام أمَرَ فَوُضِعَ بَینَ یَدَیهِ فی طَستٍ مِن ذَهَبٍ ، وجَعَلَ یَضرِبُ بِقَضیبٍ فی یَدِهِ عَلى ثَنایاهُ ، ویَقولُ : لَقَد أسرَعَ الشَّیبُ إلَیکَ یا أبا عَبدِ اللّه ِ . فَقالَ رَجُلٌ مِنَ القَومِ : مَه ! فَإِنّی رَأَیتُ رَسولَ اللّه ِ صلى الله علیه و آله یَلثِمُ حَیثُ تَضَعُ قَضیبَکَ . فَقالَ : یَومٌ بِیَومِ بَدرٍ (الأمالى ، صدوق : ص ۲۲۹ ح ۲۴۲ ، روضة الواعظین : ص ۲۱۰) .
3.لَمّا أصبَحَ عُبَیدُ اللّه ِ بنُ زِیادٍ بَعَثَ بِرَأسِ الحُسَینِ علیه السلام ، فَدیرَ بِهِ فی سِکَکِ الکوفَةِ کُلِّها وقَبائِلِها (الإرشاد : ج ۲ ص ۱۱۷ ، إعلام الورى : ج ۱ ص ۴۷۳) .
۵۶۰.تذکرة الخواصّ :ابن زیاد ، همه سرها را در کوفه بر چوب نهاد . سرها افزون بر هفتاد عدد بودند و در اسلام ، آنها نخستین سرها پس از سر مسلم بن عقیل بودند که در کوفه نصب شدند . ۱
۴ / ۷ - فرستادن سرهاى شهدا به سوى یزید
۵۶۱.تاریخ الطبرى ( ـ به نقل از ابو مخنف ـ ) : ابن زیاد ، زَحر بن قیس را فرا خواند و سر حسین علیه السلام و سر یارانش را با او به سوى یزید بن معاویه فرستاد . ۲
۵۶۲.الفتوح :ابن زیاد ، زَجْر بن قیس جُعْفى را فرا خواند و سر حسین بن على علیه السلام و سر برادرانش و سر على اکبر و سرهاى خاندان حسین و پیروانش ـ که خدا از همگى آنها خشنود باد ـ را به او سپرد . زین العابدین علیه السلام را نیز فرا خواند و او و خواهران و عمّه هایش و همه زنان را همراه او به سوى یزید بن معاویه فرستاد . ۳
۵۶۳.الإرشاد :هنگامى که دشمنان از چرخاندن سر حسین علیه السلام در کوفه فراغت یافتند ، آن را به درِ کاخ باز گرداندند و ابن زیاد ، آن را به زَحر بن قیس سپرد و سرهاى یاران امام حسین علیه السلام را نیز به او سپرد و او را به سوى یزید ـ که لعنت هاى خدا و لعنت کنندگان در آسمان ها و زمین ها بر او و پدرش باد ـ فرستاد . ابو بُردة بن عوف اَزدى و طارق بن ابى ظبیان را نیز با گروهى از کوفیان ، همراه او روانه کرد ، تا آن که با آن سرها در دمشق بر یزید وارد شدند . ۴
1.إنَّ ابنَ زِیادٍ نَصَبَ الرُّؤوسَ کُلَّها بِالکوفَةِ عَلَى الخَشَبِ ، وکانَت زِیادَةً عَلى سَبعینَ رَأسا ، وهِیَ أوَّلُ رُؤوسٍ نُصِبَت فِی الإِسلامِ بَعدَ رَأسِ مُسلِمِ بنِ عَقیلٍ بِالکوفَةِ (تذکرة الخواصّ : ص ۲۵۹) .
2.دَعَا [ابنُ زِیادٍ] زَحرَ بنَ قَیسٍ ، فَسَرَّحَ مَعَهُ بِرَأسِ الحُسَینِ علیه السلام ورُؤوسِ أصحابِهِ إلى یَزیدَ بنِ مُعاوِیَةَ (تاریخ الطبرى : ج ۵ ص ۴۵۹ ، أنساب الأشراف : ج ۳ ص ۴۱۵) .
3.دَعَا ابنُ زِیادٍ زَجرَ بنَ قَیسٍ الجُعفِیَّ ، فَسَلَّمَ إلَیهِ رَأسَ الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ علیه السلام ورُؤوسَ إخوَتِهِ ، ورَأسَ عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ علیه السلام ورُؤوسَ أهلِ بَیتِهِ وشیعَتِهِ رَضِیَ اللّه ُ عَنهُم أجمَعینَ . ودَعا عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ علیه السلام أیضا ، فَحَمَلَهُ وحَمَلَ أخَواتِهِ وعَمّاتِهِ وجَمیعَ نِسائِهِم إلى یَزیدَ بنِ مُعاوِیَةَ (الفتوح : ج ۵ ص ۱۲۶) .
4.لَمّا فَرَغَ القَومُ مِنَ التَّطوافِ بِهِ [أی بِرَأسِ الحُسَینِ علیه السلام] بِالکوفَةِ ، رَدّوه إلى بابِ القَصرِ ، فَدَفَعَهُ ابنُ زِیادٍ إلى زَحرِ بنِ قَیسٍ ، ودَفَعَ إلَیهِ رُؤوسَ أصحابِهِ ، وسَرَّحَهُ إلى یَزیدَ بنِ مُعاوِیَةَ عَلَیهِم لَعائِنُ اللّه ِ ولَعنَةُ اللّاعِنینَ فِی السَّماواتِ وَالأَرَضینَ ، وأنفَذَ مَعَهُ أبا بُردَةَ بنَ عَوفٍ الأَزدِیَّ ، وطارِقَ بنَ أبی ظَبیانَ فی جَماعَةٍ مِن أهلِ الکوفَةِ ، حَتّى وَرَدوا بِها عَلى یَزیدَ بِدِمَشقَ (الإرشاد : ج ۲ ص ۱۱۸ ، إعلام الورى : ج ۱ ص ۴۷۳) .
۵۶۴.البدایة و النهایة :هیچ شهیدى کشته نشد ، جز آن که سرش را جدا کردند و آن را نزد ابن زیاد آوردند . او هم آنها را براى یزید بن معاویه در شام فرستاد .

نویسنده : غلامرضانورمحمدنصرآبادی ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک