حضرت زینب سلام الله علیها


+ سر امام حسین علیه السلام در مجلس یزید

سر امام حسین علیه السلام در مجلس یزید
۵۶۵.الملهوف ( ـ از امام زین العابدین علیه السلام ـ ) : هنگامى که سر حسین علیه السلام را براى یزید ـ که خدا لعنتش کند ـ آوردند ، مجلس هاى شراب مى آراست و سر حسین علیه السلام را مى آورد و جلوى خود مى نهاد و با حضور آن ، شراب مى نوشید . ۲
۵۶۶.الطبقات الکبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) ( ـ به نقل از یزید بن ابى زیاد ـ ) : هنگامى که سر حسین بن على علیه السلام را براى یزید آوردند ، با سرِ چوب دستى اش به دندان حسین علیه السلام مى زد و مى گفت : گمان نمى کردم که ابا عبد اللّه به این سن رسیده باشد ! موى [سپیدِ] سر ایشان ، از محاسنش کاملاً متمایز بود ؛ زیرا محاسن خود را سیاه رنگ کرده بود . ۳
۵۶۷.عیون أخبار الرضا علیه السلام ( ـ به نقل از عبد السلام بن صالح هِرَوى ـ ) : شنیدم امام رضا علیه السلام مى فرماید : «نخستین کسى که در روزگار اسلام ، برایش آبْ جو گرفتند ، یزید بن
1.ما قُتِلَ قَتیلٌ إلَا احتَزّوا رَأسَهُ وحَمَلوهُ إلَى ابنِ زِیادٍ ، ثُمَّ بَعَثَ بِهَا ابنُ زِیادٍ إلى یَزیدَ بنِ مُعاوِیَةَ إلَى الشّامِ (البدایة والنهایة : ج ۸ ص ۱۹۰) .
2.لَمّا أتَوا بِرَأسِ الحُسَینِ علیه السلام إلى یَزیدَ لَعَنَهُ اللّه ُ ، کانَ یَتَّخِذُ مَجالِسَ الشُّربِ ، ویَأتی بِرَأسِ الحُسَینِ علیه السلام ویَضَعُهُ بَینَ یَدَیهِ ویَشرَبُ عَلَیهِ (الملهوف : ص ۲۲۰ ؛ مقتل الحسین علیه السلام ، خوارزمى : ج ۲ ص ۷۲) .
3.لَمّا اُتِیَ یَزیدُ بنُ مُعاوِیَةَ بِرَأسِ الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ علیه السلام ، جَعَلَ یَنکُتُ بِمِخصَرَةٍ مَعَهُ سِنَّهُ ، ویَقولُ : ما کُنتُ أظُنُّ أبا عَبدِ اللّه ِ یَبلُغُ هذَا السِّنَّ . قالَ : وإذا لِحیَتُهُ ورَأسُهُ قَد فَصَلَ مِنَ الخِضابِ الأَسوَدِ (الطبقات الکبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : ج ۱ ص ۴۸۸) .
۵۶۷.عیون أخبار الرضا علیه السلام ( ـ به نقل از عبد السلام بن صالح هِرَوى ـ ) معاویه ـ که خدا لعنتش کند ـ در شام بود . آن را براى او و در سفره اى که بر سر حسین علیه السلام برپا کرده بودند ، حاضر کردند و او آن را مى نوشید و به همراهانش مى نوشاند و ـ خدا لعنتش کند ـ مى گفت : بنوشید ! این ، شرابى مبارک است و اگر تنها برکتش همین بود که ما نخستین کسانى هستیم که آن را به دست گرفته ایم و در حالى که سرِ بریده دشمنمان پیش روى ما و سفره مان بر آن است ، با جان هایى آرام و دل هایى بى اضطراب مى خوریم ، کافى بود . ۱
۵۶۸.کتاب من لا یحضره الفقیه ( ـ به نقل از فضل بن شادان ـ ) : شنیدم امام رضا علیه السلام مى فرماید : «هنگامى که سر حسین علیه السلام را به شام بردند ، یزید ـ که خدا لعنتش کند ـ فرمان داد آن را بر زمین بگذارند و در کنار آن ، سفره انداخت و او و همراهانش به خوردن و نیز نوشیدن آبْ جو پرداختند و چون فارغ شدند ، فرمان داد سر را در تَشتى زیر تخت بگذارند و بساط شطرنج را در کنار آن گشود . یزید ـ که خدا لعنتش کند ـ به شطرنج بازى نشست و حسین بن على علیه السلام و پدر و پدربزرگش صلى الله علیه و آله را یاد مى کرد و مسخره شان مى نمود و هر گاه همبازى اش را در قمار مى برد ، آبْ جو را مى گرفت و آن را سه جرعه مى نوشید و سپس ته مانده اش را نزدیک تشت بر زمین مى ریخت . ۲
۵۶۹.الکامل فى التاریخ :زنانِ خاندان حسین علیه السلام را بر یزید وارد کردند ، در حالى که سر ،
1.سَمِعتُ أبَا الحَسَنِ عَلِیَّ بنَ موسَى الرِّضا علیه السلام یَقولُ : أوَّلُ مَنِ اتُّخِذَ لَهُ الفُقّاعُ فِی الإِسلامِ بِالشّامِ یَزیدُ بنُ مُعاوِیَةَ لَعَنَهُ اللّه ُ ، فَاُحضِرَ وهُوَ عَلَى المائِدَةِ ، وقَد نَصَبَها عَلى رَأسِ الحُسَینِ علیه السلام ، فَجَعَلَ یَشرَبُهُ ویَسقی أصحابَهُ ، ویَقولُ لَعَنَهُ اللّه ُ : اِشرَبوا ، فَهذا شَرابٌ مُبارَکٌ ، ولَو لَم یَکُن مِن بَرَکَتِهِ إلّا أنّا أوَّلَ ما تَناوَلناهُ ورَأسُ عَدُوِّنا بَینَ أیدینا ، ومائِدَتُنا مَنصوبَةٌ عَلَیهِ ، ونَحنُ نَأکُلُهُ ونُفوسُنا ساکِنَةٌ ، وقُلوبنا مُطمَئِنَّةٌ (عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج ۲ ص ۲۳ ح ۵۱ ، بحار الأنوار : ج ۴۵ ص ۱۷۶ ح ۲۴) .
2.سَمِعتُ الرِّضا علیه السلام : لَمّا حُمِلَ رَأسُ الحُسَینِ علیه السلام إلَى الشّامِ ، أمَرَ یَزیدُ ـ لَعَنَهُ اللّه ُ ـ فَوُضِعَ ، ونُصِبَ عَلَیهِ مائِدَةٌ ، فَأَقبَلَ هُوَ وأصحابُهُ یَأکُلونَ ، ویَشرَبونَ الفُقّاعَ ، فَلَمّا فَرَغوا أمَرَ بِالرَّأسِ ، فَوُضِعَ فی طَستٍ تَحتَ سَریرِهِ ، وبُسِطَ عَلَیهِ رُقعَةُ الشِّطرَنجِ ، وجَلَسَ یَزیدُ ـ لَعَنَهُ اللّه ُ ـ یَلعَبُ بِالشِّطرَنجِ ، ویَذکُرُ الحُسَینَ بنَ عَلِیٍّ وأباهُ وجَدَّهُ صلى الله علیه و آله ویَستَهزِئُ بِذِکرِهِم ، فَمَتى قامَرَ صاحِبَهُ تَناوَلَ الفُقّاعَ فَشَرِبَهُ ثَلاثَ مَرّات ، ثُمَّ صَبَّ فَضلَتَهُ عَلى ما یَلِی الطَّستَ مِنَ الأَرضِ (کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۴ ص ۴۱۹ ح ۵۹۱۵ ، عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج ۲ ص ۲۲ ح ۵۰) .
۵۶۹.الکامل فى التاریخ :پیش رویش بود . فاطمه و سَکینه ، دختران حسین علیه السلام ، گردن کشیدند تا سر را ببینند و یزید مى کوشید تا سر را از آنها پنهان کند ؛ امّا هنگامى که سر را دیدند ، فریاد کشیدند . زنان یزید نیز فریاد زدند و دختران معاویه فریاد و وِلوله کردند . ۱
۴ / ۹ - یزید ، سر امام علیه السلام را براى زنانش مى فرستد
۵۷۰.أنساب الأشراف :یزید ، سر حسین علیه السلام را براى زنانش فرستاد و عاتکه دخترش ـ که بعدها ، مادر یزید بن عبد الملک شد ـ ، آن را گرفت و شست و روغن مالید و خوش بویش کرد . یزید به او گفت : این ، چه کارى است ؟ گفت : سر پسرعمویم را آشفته و پریشان برایم فرستادى . آن را مرتّب و خوش بو کردم . ۲
۵۷۱.شرح الأخبار ( ـ از امام زین العابدین علیه السلام ـ ) : یزید ، فرمان داد که زنانِ خاندان حسین علیه السلام را بر زنان حرمش وارد کنند و سپس فرمان داد که سر حسین علیه السلام را بیاورند و بر سرِ نیزه برافرازند . هنگامى که زنانِ حسین علیه السلام آن را دیدند ، صدایشان را بلند کردند و یزیدِ ملعون ، بر زنانش وارد شد و گفت : چرا شما با دختر عموهایتان نمى گریید؟ و به آنان فرمان داد که از سر نافرمانى خداى عز و جل و ریشخند اولیاى خدا ، همراه آنان ناله کنند .
1.اُدخِلَ نِساءُ الحُسَینِ علیه السلام عَلَیهِ [أی عَلى یَزیدَ] وَالرَّأسُ بَینَ یَدَیهِ ، فَجَعَلَت فاطِمَةُ وسُکَینَةُ ابنَتَا الحُسَینِ علیه السلام تَتَطاوَلانِ لِتَنظُرا إلَى الرَّأسِ ، وجَعَلَ یَزیدُ یَتَطاوَلُ لِیَستُرَ عَنهُمَا الرَّأسَ . فَلَمّا رَأَینَ الرَّأسَ صِحنَ ، فَصاحَ نِساءُ یَزیدَ ، ووَلوَلَ بَناتُ مُعاوِیَةَ (الکامل فى التاریخ : ج ۲ ص ۵۷۷) .
2.بَعَثَ یَزیدُ بِرَأسِ الحُسَینِ علیه السلام إلى نِسائِهِ ، فَأَخَذَتهُ عاتِکَةُ ابنَتُهُ وهِیَ اُمُّ یَزیدَ بنِ عَبدِ المَلِکِ ، فَغَسَلَتهُ ودَهَنَتهُ وطَیَّبَتهُ . فَقالَ لَها یَزیدُ : ما هذا ؟ قالَت : بَعَثتَ إلَیَّ بِرَأسِ ابنِ عَمّی شَعِثا ، فَلَمَمتُهُ وطَیَّبتُهُ (أنساب الأشراف : ج ۳ ص ۴۱۶) .
۵۷۱.شرح الأخبار ( ـ از امام زین العابدین علیه السلام ـ ) ... او خود به شادى و سُرور پرداخت و زنان [حسین علیه السلام] مى گریستند و ناله مى زدند و زنان یزید با آنها مى نالیدند ، و یزید مى گفت : غم زده اى ، از غمى سنگین بر کُشته اى گریست و بر کُشنده نیز گریان است ! تا کنون مجلس ماتمى مانند امروز ندیده بودم که زنانِ من [که فاتحم] و زنانِ به غنیمت گرفته شده ، در آن ، گرد هم باشند . ۱
۴ / ۱۰ - آویختن سر امام علیه السلام در دمشق
۵۷۲.سیر أعلام النبلاء ( ـ به نقل از ابو حمزة بن یزید حَضرَمى ـ ) : یکى از خویشان ما ، برایم گفت که دیده است سر حسین علیه السلام را سه روز در دمشق [بر جایى] نصب کردند . ۲
۵۷۳.مقتل الحسین علیه السلام ، خوارزمى ( ـ به نقل از ابو مخنف و جز او ـ ) : یزید ، فرمان داد که سر شریفِ حسین علیه السلام را بر درِ خانه اش بیاویزند . ۳
۵۷۴.صبح الأعشى :پس از کشتن حسین علیه السلام ، سرش را در دمشق آویختند ؛ همان جایى که سر یحیى بن زکریّا را آویختند . ۴
1.أمَرَ [یَزیدُ] بِالنِّسوَةِ فَاُدخِلنَ إلى نِسائِهِ ، ثُمَّ أمَرَ بِرَأسِ الحُسَینِ علیه السلام ، فَرُفِعَ عَلى سِنِّ قَناةٍ ، فَلَمّا رَأَینَ ذلِکَ نِساؤُهُ أعوَلنَ . فَدَخَلَ ـ اللَّعینُ ـ یَزیدُ عَلى نِسائِهِ ، فَقالَ : ما لَکُنَّ لا تَبکینَ مَعَ بَناتِ عَمِّکُنَّ ؟ وأمَرَهُنَّ أن یُعوِلنَ مَعَهُنَّ ؛ تَمَرُّدا عَلَى اللّه ِ عز و جل ، وَاستِهزاءً بِأَولِیاءِ اللّه ِ علیهم السلام ... وجَعَلَ یَستَفرِهُ الطَّرَبَ وَالسُّرورَ ، وَالنِّسوَةُ یَبکینَ وَیَندُبنَ ، وَنِساؤُهُ یُعوِلنَ مَعَهُنَّ ، وَهُوَ یَقولُ : {۰ شَجِیٌّ بَکى شجوَةً فاجِعا قَتیلاً وباکٍ عَلى مَن قَتَل ۰} {۰ فَلَم أرَ کَالیَومِ فی مَأثَمٍ کانَ الظَّبا بِهِ وَالنَّفَل ۰} (شرح الأخبار : ج ۳ ص ۱۵۸ ح ۱۰۸۹) .
2.حَدَّثَنی بَعضُ أهلِنا أنَّهُ رَأى رَأسَ الحُسَینِ علیه السلام مَصلوبا بِدِمَشقَ ثَلاثَةَ أیّامٍ (سیر أعلام النبلاء : ج ۳ ص ۳۱۹) .
3.إنَّ یَزیدَ أمَرَ أن یُصلَبَ الرَّأسُ الشَّریفُ عَلى بابِ دارِهِ (مقتل الحسین علیه السلام ، خوارزمى : ج ۲ ص ۷۳) .
4.وعُلِّقَ رَأسُ الحُسَینِ علیه السلام [فی دِمَشقَ] عِندَ قَتلِهِ ، فِی المَکانِ الَّذی عُلِّقَ عَلَیهِ رَأسُ یَحیَى بنِ زَکَرِیّا علیه السلام (صبح الأعشى : ج ۴ ص ۹۷) .
۴ / ۱۱ - چرخاندن سر امام علیه السلام در شهرها
۵۷۵.الملهوف ( ـ به نقل از بشیر بن حَذلَم ، از امام زین العابدین ) : خداوند متعال ـ که ستایش ، ویژه اوست ـ ، ما را به مصیبت هایى بزرگ و شکافى سترگ در اسلام ، مبتلا نمود . ابا عبد اللّه علیه السلام و خاندانش کشته شدند ، زنان و فرزندانش اسیر گشتند و سرش را در شهرها بر فراز نیزه ها چرخاندند و این ، مصیبتى است که مانند ندارد . ۱
۵۷۶.شرح الأخبار :یزید ملعون ، فرمان داد که سر حسین علیه السلام را در شهرهاى شام و جز آن بچرخانند . ۲
۴ / ۱۲ - روایات گوناگون در باره محلّ دفن سرِ سیّدالشهداء علیه السلام
۴ / ۱۲ ـ ۱ - نجف ، کنار قبر امیر مؤمنان علیه السلام

۵۷۷.الکافى ( ـ به نقل از یزید بن عمر بن طلحه ـ ) : امام صادق علیه السلام در حیره ۳ به من فرمود : «آیا آنچه را به تو وعده دادم ، نمى خواهى ؟» . گفتم : چرا . مقصود امام علیه السلام ، رفتن به قبر سوى امیر مؤمنان ـ که درودهاى خدا بر او باد ـ بود . امام علیه السلام و [فرزندش] اسماعیل ، سوار شدند و من نیز همراه آنان ، سوار شدم . رفتیم تا به ثَویّه ، جایى در نزدیکى کوفه و میان حیره و نجف ـ که پر از درّ نجف بود ـ ،
1.إنَّ اللّه َ تَعالى ـ ولَهُ الحَمدُ ـ ابتَلانا بِمَصائِبَ جَلیلَةٍ ، وثُلمَةٍ فِی الإِسلامِ عَظیمَةٍ ، قُتِلَ أبو عَبدِ اللّه ِ علیه السلام وعِترَتُهُ ، وسُبِیَ نِساؤُهُ وصِبیَتُهُ ، وداروا بِرَأسِهِ فِی البُلدانِ مِن فَوقِ عامِلِ السِّنانِ ، وهذِهِ الرَّزِیَّةُ الَّتی لا مِثلَها رَزِیَّةٌ (الملهوف : ص ۲۲۹ ، مثیر الأحزان : ص ۱۱۳) .
2.أمَرَ یَزیدُ اللَّعینُ بِرَأسِ الحُسَینِ علیه السلام ، فَطیفَ بِهِ فی مَدائِنِ الشّامِ وغَیرِها (شرح الأخبار : ج ۳ ص ۱۵۹) .
3.شهرى در سه میلى کوفه که نزدیک جایى به نام نجف بوده و اکنون ، نجف نامیده مى شود .
۵۷۷.الکافى ( ـ به نقل از یزید بن عمر بن طلحه ـ ) رسیدیم . امام علیه السلام و اسماعیل ، فرود آمدند و من نیز با آن دو ، فرود آمدم . امام علیه السلام نماز خواند و اسماعیل ، نماز خواند و من نیز نماز خواندم . امام علیه السلام به اسماعیل فرمود : «برخیز و بر جدّت حسین علیه السلام ، سلام بده» . گفتم : فدایت شوم ! آیا حسین در کربلا نیست ؟ فرمود : «چرا ؛ امّا هنگامى که سرش را به شام بردند،یکى از وابستگان ما ،آن را ربود و در کنار امیر مؤمنان علیه السلام به خاک سپرد» . ۱
۵۷۸.تهذیب الأحکام ( ـ به نقل از عبد اللّه بن طلحه نَهْدى ـ ) : بر امام صادق علیه السلام در آمدم . امام علیه السلام سخنى گفت و ما نیز با او سخن گفتیم و با ایشان رفتیم تا به نجف رسیدیم . امام علیه السلام به جایى رفت و نماز خواند و سپس به اسماعیل [فرزندش]فرمود : «برخیز و نزد سر پدرت حسین علیه السلام نماز بخوان» . من گفتم : مگر سر حسین علیه السلام را به شام نبردند ؟ فرمود : «چرا ؛ امّا فلان وابسته ما آن را ربود و آورد و این جا به خاک سپرد» . ۲
۵۷۹.الکافى ( ـ به نقل از اَبان بن تَغلِب ـ ) : با امام صادق علیه السلام بودم که بر پشت کوفه گذشت و فرود آمد و دو رکعت نماز خواند . سپس اندکى جلو رفت و دو رکعت نماز خواند . سپس اندکى راه رفت و فرود آمد و دو رکعت نماز خواند و آن گاه فرمود : «این جا ،
1.قالَ لی أبو عَبدِ اللّه ِ [الصّادِقُ] علیه السلام وهُوَ بِالحیرَةِ : أما تُریدُ ما وَعَدتُکَ ؟ قُلتُ : بَلى ـ یَعنِی الذَّهابَ إلى قَبرِ أمیرِ المُؤمِنینَ صَلَواتُ اللّه ِ عَلَیهِ ـ قالَ : فَرَکِبَ ورَکِبَ إسماعیلُ ورَکِبتُ مَعَهُما ، حَتّى إذا جازَ الثَّوِیَّةَ ، وکانَ بَینَ الحیرَةِ وَالنَّجَفِ عِندَ ذَکَواتٍ بیضٍ ، نَزَلَ ونَزَلَ إسماعیلُ ونَزَلتُ مَعَهُما ، فَصَلّى وصَلّى إسماعیلُ وصَلَّیتُ . فَقالَ لِاءِسماعیلَ : قُم فَسَلِّم عَلى جَدِّکَ الحُسَینِ علیه السلام ، فَقُلتُ : جُعِلتُ فِداکَ ، ألَیسَ الحُسَینُ بِکَربَلاءَ ؟ فَقالَ : نَعَم ، ولکِن لَمّا حُمِلَ رَأسُهُ إلَى الشّامِ سَرَقَهُ مَولىً لَنا ، فَدَفَنَهُ بِجَنبِ أمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلام (الکافى : ج ۴ ص ۵۷۱ ح ۱ ، کامل الزیارات : ص ۸۳ ح ۸۰) .
2.دَخَلتُ عَلى أبی عَبدِ اللّه ِ [الصّادِقِ] علیه السلام ـ فَذَکَرَ حَدیثا ، فَحَدَّثناهُ ـ قالَ : فَمَضَینا مَعَهُ ـ یَعنی أبا عَبدِ اللّه ِ علیه السلام ـ حَتَّى انتَهَینا إلَى الغَرِیِّ ، قالَ : فَأَتى مَوضِعا ، فَصَلّى . ثُمَّ قالَ لِاءِسماعیلَ : قُم فَصَلِّ عِندَ رَأسِ أبیکَ الحُسَینِ علیه السلام ، قُلتُ : ألَیسَ قَد ذُهِبَ بِرَأسِهِ إلَى الشّامِ ؟ قالَ : بَلى ، ولکِن فُلانٌ مَولانا سَرَقَهُ ، فَجاءَ بِهِ ، فَدَفَنَهُ هاهُنا (تهذیب الأحکام : ج ۶ ص ۳۵ ح ۷۲) .
۵۷۹.الکافى ( ـ به نقل از اَبان بن تَغلِب ـ ) جایگاه قبر امیر مؤمنان علیه السلام است» . گفتم : فدایت شوم ! آن دو جا که نماز خواندى ، چه ؟ فرمود : «جایگاه سر حسین علیه السلام و منزلگاه [امام] قائم علیه السلام بود» . ۱
۴ / ۱۲ ـ ۲ - کربلا
۵۸۰.الأمالى ، صدوق ( ـ به نقل از فاطمه دختر امام على علیه السلام ـ ) : یزید ـ که خدا ، لعنتش کند ـ فرمان داد تا زنان خاندان حسین علیه السلام را با على بن الحسین (زین العابدین) علیه السلام در بازداشتگاهى زندانى کنند که آنان را از گرما و سرما نگاه نمى داشت ، تا آن جا که صورتشان پوست انداخت و در بیت المقدّس ، سنگى را از روى زمین بر نداشتند ، جز آن که زیر آن ، خون تازه اى یافتند و مردم ، آفتاب را بر دیوارهاى خود ، مانند مَلحَفه هاى زعفرانى ، سرخ رنگ دیدند ، تا آن که على بن الحسین علیه السلام همراه زنان،[از شام] بیرون آمد و سرحسین علیه السلام را به کربلا باز گرداند . ۲
۵۸۱.الملهوف :در باره سر حسین علیه السلام ، روایت شده که باز گردانده شدو در کربلا به همراه پیکر شریفش ـ که درودهاى خدا بر او باد ـ دفن گردید و عمل فرقه شیعه [در زیارت کربلا]هم مطابق همین دیدگاهِ مورد اشاره است . ۳
1.کُنتُ مَعَ أبی عَبدِ اللّه ِ [الصّادِقِ] علیه السلام ، فَمَرَّ بِظَهرِ الکوفَةِ ، فَنَزَلَ فَصَلّى رَکعَتَینِ ، ثُمَّ تَقَدَّمَ قَلیلاً ، فَصَلّى رَکعَتَینِ ، ثُمَّ سارَ قَلیلاً ، فَنَزَلَ فَصَلّى رَکعَتَینِ ، ثُمَّ قالَ : هذا مَوضِعُ قَبرِ أمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلام ، قُلتُ : جُعِلتُ فِداکَ ، وَالمَوضِعَینِ اللَّذَینِ صَلَّیتَ فیهِما ؟ قالَ : مَوضِعُ رَأسِ الحُسَینِ علیه السلام ومَوضِعُ مَنزِلِ القائِمِ علیه السلام (الکافى : ج ۴ ص ۵۷۲ ح ۲) .
2.إنَّ یَزیدَ لَعَنَهُ اللّه ُ أمَرَ بِنِساءِ الحُسَینِ علیه السلام ، فَحُبِسنَ مَعَ عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ علیه السلام فی مَحبِسٍ لا یَکُنُّهُم مِن حَرٍّ ولا قَرٍّ ، حَتّى تَقَشَّرَتُ وُجوهُهُم ، ولَم یُرفَع بِبَیتِ المَقدِسِ حَجَرٌ عَلى وَجهِ الأَرضِ إلّا وُجِدَ تَحتَهُ دَمٌ عَبیطٌ ، وأبصَرَ النّاسُ الشَّمسَ عَلَى الحیطانِ حَمراءَ کَأَنَّهَا المَلاحِفُ المُعَصفَرَةُ ، إلى أن خَرَجَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیهماالسلامبِالنِّسوَةِ ، ورَدَّ رَأسَ الحُسَینِ علیه السلام إلى کَربَلاءَ (الأمالى ، صدوق : ص ۲۳۱ ح ۲۴۳ ، روضة الواعظین : ص ۲۱۲) .
3.أمّا رَأسُ الحُسَینِ علیه السلام فَرُوِیَ أنَّهُ اُعیدَ ، فَدُفِنَ بِکَربَلاءَ مَعَ جَسَدِهِ الشَّریفِ صَلَواتُ اللّه ِ عَلَیهِ ، وکانَ عَمَلُ الطّائِفَةِ عَلى هذَا المَعنَى المُشارِ إلَیهِ (الملهوف : ص ۲۲۵) .
۴ / ۱۲ ـ ۳ - دمشق
۵۸۲.أنساب الأشراف ( ـ به نقل از کَلْبى ـ ) : یزید ، سر حسین علیه السلام را به مدینه فرستاد و آن را بر چوبى نصب کردند . سپس به دمشق ، باز گردانده شد و آن را در باغچه اى دفن کردند . نیز گفته مى شود که آن را در کاخ سلطنتى دفن کردند و در قبرستان هم گفته اند . ۱
۵۸۳.الردّ على المتعصّب العنید ( ـ به نقل از محمّد بن عمر بن صالح ـ ) : آنان سرِ حسین علیه السلام را در یکى از خزانه هاى یزید یافتند . کفنش کردند و آن را در دمشق ، نزدیک دروازه فَرادیس ۲ به خاک سپردند . ۳
۵۸۴.مقتل الحسین علیه السلام ، خوارزمى :سلیمان بن عبد الملک بن مروان ، پیامبر صلى الله علیه و آله را در عالم رؤیا دید که به او نیکى و مهربانى مى کند . پس حسن بصرى را فرا خوانْد و ماجرا را گفت و از تعبیر خوابش پرسید . حسن گفت : شاید تو به خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله ، نیکى اى کرده اى . سلیمان گفت : سر حسین را در خزانه یزید بن معاویه یافتم . پنج پارچه دیبا بر آن پوشاندم و به همراه گروهى از یارانم بر آن، نماز خواندم و آن را در قبر نهادم . حسن گفت : پیامبر صلى الله علیه و آله به خاطر این کار ، از تو خشنود شده است . سلیمان ، به حسن بصرى احسان کرد و فرمان داد تا هدایایى به او بدهند . ۴
1.بَعَثَ یَزیدُ بِرَأسِهِ [أی رَأسِ الحُسَینِ علیه السلام] إلَى المَدینَةِ ، فَنُصِبَ عَلى خَشَبَةٍ ، ثُمَّ رُدَّ إلى دِمَشقَ ، فَدُفِنَ فی حائِطٍ بِها ، ویُقالُ فی دارِ الإِمارَةِ ، ویُقالُ فِی المَقبَرَةِ (أنساب الأشراف : ج ۳ ص ۴۱۹) .
2.فَرادیس ، جایى است در نزدیکى دمشق . دروازه فرادیس ، یکى از دروازه هاى دمشق بوده است .
3.إنَّهُم وَجَدوا رَأسَ الحُسَینِ علیه السلام فی خِزانَةٍ لِیَزیدَ ، فَکَفَّنوهُ ، ودَفَنوهُ بِدِمَشقَ عِندَ بابِ الفَرادیسِ (الردّ على المتعصّب العنید : ص ۵۰ ، المنتظم : ج ۵ ص ۳۴۴) .
4.إنَّ سُلَیمانَ بنَ عَبدِ المَلِکِ بنِ مَروانَ رَأَى النَّبِیَّ صلى الله علیه و آله فِی المَنامِ کَأَنَّهُ یَبَرُّهُ ویَلطِفُهُ ، فَدَعَا الحَسَنَ البَصرِیَّ ، وقَصَّ عَلَیهِ وسَأَلَهُ عَن تَأویلِهِ ، فَقالَ الحَسَنُ : لَعَلَّکَ اصطَنَعتَ إلى أهلِهِ مَعروفا . فَقالَ سُلَیمانُ : إنّی وَجَدتُ رَأسَ الحُسَینِ علیه السلام فی خِزانَةِ یَزیدَ بنِ مُعاوِیَةَ ، فَکَسَوتُهُ خَمسَةً مِنَ الدّیباجِ ، وصَلَّیتُ عَلَیهِ فی جَماعَةٍ مِن أصحابی ، وقَبَرتُهُ . فَقالَ الحَسَنُ : إنَّ النَّبِیَّ رَضِیَ عَنکَ بِسَبَبِ ذلِکَ ، فَأَحسَنَ إلَى الحَسَنِ البَصرِیِّ ، وأمَرَ لَهُ بِجَوائِزَ (مقتل الحسین علیه السلام ، خوارزمى : ج ۲ ص ۷۵ ؛ المناقب ، ابن شهرآشوب : ج ۴ ص ۶۳) .
۴ / ۱۲ ـ ۴ - مدینه
۵۸۵.الطبقات الکبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) :یزید ، سر حسین علیه السلام را به سوى عمرو بن سعید بن عاص فرستاد . او در آن زمان ، کارگزار وى در مدینه بود و گفت : دوست داشتم که آن را براى من نمى فرستاد ... . آن گاه عمرو بن سعید ، فرمان داد تا سر حسین علیه السلام را کفن کنند و در بقیع ، نزد قبر مادرش به خاک بسپارند . ۱
۵۸۶.مثیر الأحزان :هنگامى که سر امام حسین علیه السلام به مدینه رسید ، از هر سو ، شیون برخاست و مروان بن حکم خواند : دَوْسَر ، چنان ضربه اى زد که میخ حکومت را محکم کوبید و استوار کرد . آن گاه با سرِ چوب دستى اش ، شروع به زدن به صورت او کرد و مى خواند : بَه! چه خوش است خُنَکاى تو در دستانم و سرخى [خونِ جارى شده بر] گونه هایت ! گویى در جامه زعفرانى غنوده اند! اى حسین ! انتقامم را از تو گرفتم و دلم خُنَک شد ! ۲
1.بَعَثَ یَزیدُ بِرَأسِ الحُسَینِ علیه السلام إلى عَمرِو بنِ سَعیدِ بنِ العاصِ ، و هُوَ عامِلٌ لَهُ یَومَئِذٍ عَلَى المَدینَةِ ، فَقالَ عَمرٌو : وَدِدتُ أنَّهُ لَم یَبعَث بِهِ إلَیَّ ... ثُمَّ أمَرَ عَمرُو بنُ سَعیدٍ بِرَأسِ الحُسَینِ علیه السلام ، فَکُفِّنَ ودُفِنَ بِالبَقیعِ عِندَ قَبرِ اُمِّهِ (الطبقات الکبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : ج ۱ ص ۴۹۰ ، المنتظم : ج ۵ ص ۳۴۴) .
2.لَمّا وافى رَأسُ الحُسَینِ علیه السلام المَدینَةَ ، سُمِعَتِ الواعِیَةُ مِن کُلِّ جانِبٍ ، فَقالَ مَروانُ بنُ الحَکَمِ : {۰ ضَرَبَت دَوسَرُ فیهِم ضَربَةً أثبَتَت أوتادَ حُکمٍ فَاستَقَرَّ ۰} ثُمَّ أخَذَ یَنکُتُ وَجهَهُ بِقَضیبٍ ، ویَقولُ : {۰ یا حَبَّذا بَردُکَ فِی الیَدَینِ ولَونُکَ الأَحمَرُ فِی الخَدَّینِ ۰} {۰ کَأَنَّهُ باتَ بِمُجسَدَینِ شَفَیتُ مِنکَ النَّفسَ یا حُسَینُ ۰} (مثیر الأحزان : ص ۹۵ ، بحار الأنوار : ج ۴۵ ص ۱۲۴) .
۴ / ۱۲ ـ ۵ - مصر
۵۸۷.معجم البلدان :در قاهره ، مزارى است که سر حسین بن على علیه السلام در آن قرار دارد و از عَسقَلان ، ۱ هنگامى که فرنگیان ، آن را تصرّف کردند ، به آن جا منتقل شد و آن ، زیارتگاهى در پشت کاخ سلطنتى است . ۲
۵۸۸.لواعج الأشجان :مورّخان متعدّدى حکایت کرده اند که خلیفه علوى مصر ، [کسى را]به عَسقَلان (شهرى میان مصر و شام که اکنون ویران شده است) فرستاد و سرى را که مدّعى بود سرِ حسین علیه السلام است ، بیرون آورد و به مصر (قاهره) برد و در جایى که الآن مزارى معروف است ، به خاک سپرد . آن جا اکنون ، زیارتگاهى است که آن را گرامى مى دارند و به زیارتش مى روند و کنارش ، مسجدى بزرگ است که آن را در سال ۱۳۲۱ هجرى دیده ام . مصریان ، زن و مرد ، گروه گروه به زیارتش مى روند و در آن جا ، دعا و گریه و زارى مى کنند و تردیدى در برداشتن آن سر از عَسقَلان به وسیله علویان و دفن آن در مصر نیست ؛ امّا این که آن ، سرِ حسین علیه السلام بوده باشد ، جاى تردید است . ۳
1.عَسقَلان ، شهرى در شام و جزو فلسطین است که در ساحل دریا ، میان غزّه و بیت جبرین واقع است
2.بِالقاهِرَةِ مَشهَدٌ بِهِ رَأسُ الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ علیه السلام ، نُقِلَ إلَیها مِن عَسقَلانَ لَمّا أخَذَ الفِرنَجُ عَسقَلانَ ، وهُوَ خَلفَ دارِ المَملَکَةِ یُزارُ (معجم البلدان : ج ۵ ص ۱۴۲)
3.حَکى غَیرُ واحِدٍ مِنَ المُؤَرِّخینَ أنَّ الخَلیفَةَ العَلَوِیَّ بِمِصرَ أرسَلَ إلى عَسقَلانَ ـ وهِیَ مَدینَةٌ کانَت بَینَ مِصرَ وَالشّامِ ، وَالآنَ هِیَ خَرابٌ ـ فَاستَخرَجَ رَأسا زَعَمَ أنَّهُ رَأسُ الحُسَینِ علیه السلام ، وجیءَ بِهِ إلى مِصرَ ، فَدَفَنَ فیها فِی المَشهَدِ المَعروفِ الآنَ ، وهُوَ مَشهَدٌ مُعَظَّمٌ یُزارُ ، وإلى جانِبِهِ مَسجِدٌ عَظیمٌ رَأَیتُهُ فی سَنَةِ إحدى وعِشرینَ بَعدَ الثَّلاثِمِئَةٍ وألفٍ ، وَالمِصرِیّونَ یَتَوافَدونَ إلى زِیارَتِهِ أفواجا رِجالاً ونِساءً ، ویَدعونَ ویَتَضَرَّعونَ عِندَهُ . وأخْذُ العَلَوِیّینَ لِذلِکَ الرَّأسِ مِن عَسقَلانَ ودَفنُهُ بِمِصرَ کَأَنَّهُ لا رَیبَ فیهِ ، لکِنَّ الشَّأنَ فی کَونِهِ رَأسَ الحُسَینِ علیه السلام (لواعج الأشجان : ص ۱۹۱) .
۵۸۹.البدایة و النهایة :فاطمیان ـ که پیش از سال ۴۰۰ تا پس از سال ۶۶۰ [هجرى] ، سرزمین مصر را در اختیار داشتند ـ ، ادّعا کردند که سر حسین علیه السلام به سرزمین مصر رسیده و آنها آن را در آن جا به خاک سپرده اند و مزار مشهور کنونى در مصر را بر آن ، بنا کرده اند ؛ بنایى که پس از سال ۵۰۰ هجرى ، «تاج الحسین» نامیده شده است . عالمان بزرگ متعدّدى به بى اصل بودن این مطلب ، تصریح کرده اند و مقصود فاطمیان از این کار ، ترویج نَسَب شریف ادّعایى شان [در انتساب خویش به على علیه السلام]بوده که در آن ، دروغگو و خیانتکار بودند . قاضى باقِلّانى و عالمان بزرگ دیگر در روزگار حکومت ایشان در حدود سال ۴۰۰ هجرى ، به این مطلب ، تصریح کرده اند ، همان گونه که ما همه آن را در جاى خود ، بر مى رسیم ، إن شاء اللّه تعالى! ۱
مى گویم : بیشتر مردم ، مانند همیشه ، این ادّعا را پذیرفته اند و آن را بازگو مى کنند که فاطمیان ، سرى را آوردند و آن را در جاى مسجد کنونىِ یاد شده ، نهادند و گفتند : «این ، سر حسین علیه السلام است» . این خبر ، در میان مردم ، پخش شد و آنان به آن ، عقیده یافتند ، و البته خدا ، داناتر است! ۲
1.گفتنى است که یکى از نخستین واکنش هاى عبّاسیان به ظهور حکومت فاطمى در مصر، انکار نَسَب فاطمیان بود و فقیهان و موّرخانِ نزدیک به عبّاسیان (همچون ابن کثیر، مؤلف البدایة و النهایة)، به اختیار یا به اجبار، و از روى تحقیق یا بدون تحقیق، به ترویج این دیدگاه مى پرداختند.
2.اِدَّعَتِ الطّائِفَةُ المُسَمَّونَ بِالفاطِمِیّینَ ـ الَّذینَ مَلَکُوا الدِّیارَ المِصرِیَّةَ قَبلَ سَنَةِ أربَعِمِئَةٍ إلى ما بَعدَ سَنَةِ سِتّینَ وسِتِّمِئَةٍ ـ أنَّ رَأسَ الحُسَینِ علیه السلام وَصَلَ إلَى الدِّیارِ المِصرِیَّةِ ، ودَفَنوهُ بِها ، وبَنَوا عَلَیهِ المَشهَدَ المَشهورَ بِهِ بِمِصرَ ، الَّذی یُقالُ لَهُ تاجُ الحُسَینِ ، بَعدَ سَنَةِ خَمسِمِئَةٍ . وقَد نَصَّ غَیرُ واحِدٍ مِن أئِمَّةِ أهلِ العِلمِ عَلى أنَّهُ لا أصلَ لِذلِکَ ، وإنَّما أرادوا أن یُرَوِّجوا بِذلِکَ بُطلانَ مَا ادَّعَوهُ مِنَ النَّسَبِ الشَّریفِ ، وهُم فی ذلِکَ کَذَبَةٌ خَوَنَةٌ ، وقَد نَصَّ عَلى ذلِکَ القاضِی الباقِلّانِیُّ وغَیرُ واحِدٍ مِن أئِمَّةِ العُلَماءِ فی دَولَتِهِم فی حُدودِ سَنَةِ أربَعِمِئَةٍ ، کَما سَنُبَیِّنُ ذلِکَ کُلَّهُ إذَا انتَهَینا إلَیهِ فی مَواضِعِهِ إن شاءَ اللّه ُ تَعالى . قُلتُ : وَالنّاسُ أکثَرُهُم یُرَوَّجُ عَلَیهِم مِثلُ هذا ، فَإِنَّهُم جاؤوا بِرَأسٍ ، فَوَضَعوهُ فی مَکانِ هذَا المَسجِدِ المَذکورِ ، وقالوا : هذا رَأسُ الحُسَینِ علیه السلام ، فَراجَ ذلِکَ عَلَیهِم ، وَاعتَقَدوا ذلِکَ ، وَاللّه ُ أَعلَمُ (البدایة والنهایة : ج ۸ ص ۲۰۴) .
سخنى در باره محلّ دفن سر مقدّس سیّد الشهدا علیه السلام و سرهاى دیگر شهیدان
همان گونه که ملاحظه شد ، گزارش هاى مربوط به محلّ دفن سر مقدّس سیّد الشهدا علیه السلام ، به پنج دسته تقسیم مى شوند : دسته اوّل ، آنچه دلالت دارد که سر امام علیه السلام در کنار قبر پدرش امیر مؤمنان علیه السلام دفن شده است . بیشتر منابع معتبر روایى (مانند : الکافى ، تهذیب الأحکام وکامل الزیارات) ، در این دسته قرار دارند . هر چند برخى از این گزارش ها را مى توان توجیه کرد که مقصود ، جایگاه گذاشتن سر مقدّس آن امام است ، ظاهرا دلالت مجموع آنها بر این که سر مقدّس امام علیه السلام در کنار مرقد پدر بزرگوارش دفن شده ، غیر قابل تردید است . از این رو ، علّامه مجلسى با اشاره به این گزارش ها مى گوید : بدان که از گزارش هاى گذشته ، به دست مى آید که سر امام حسین ـ که درودهاى خدا بر او و دودمانش باد ـ و بدن هاى آدم و نوح و هود و صالح ـ که درودهاى خدا بر آنان باد ـ در کنار امام على ـ که درودهاى خدا بر او باد ـ دفن هستند . بنا بر این ،
شایسته است که بعد از زیارت امام على علیه السلام ، همه آنها زیارت شوند . ۱ دسته دوم ، گزارش هایى که حاکى اند که سر سیّد الشهدا علیه السلام به کربلا برگردانده و به جسد ایشان ، ملحق شده است . گفتنى است حدیثى از اهل بیت علیهم السلام که بر این معنا دلالت داشته باشد ، یافت نشد ؛ لیکن سیّد ابن طاووس مى گوید : در باره سر حسین علیه السلام ، روایت شده که [به کربلا] باز گردانده شد و در کنار بدن شریفش ـ که درودهاى خدا بر او باد ـ دفن گردید و عمل شیعیان هم ناظر به همین نکته است . گفتنى است آنچه به طایفه امامیّه نسبت داده ، از قُرطُبى ۲ و مَناوى ۳ نیز نقل شده است ؛ ۴ لیکن علّامه مجلسى مى گوید : مشهور در میان علماى شیعه ، این است که سر امام حسین علیه السلام با بدنش دفن شده و امام زین العابدین علیه السلام آن را به کنار جسد ، برگردانده است . اخبار فراوانى هم نقل شده که سرِ مبارک ، در کنار قبر امیر مؤمنان علیه السلام دفن شده است . ۵ سیّد مرتضى قدس سره نیز در پاسخ این سؤال که : «آنچه روایت شده که سر امام حسین علیه السلام را به شام بردند ، صحیح است یا نه؟» ، مى گوید : همه راویان و واقعه نگاران طَف ، آن را روایت کرده اند و بر آن ، اتّفاق نظر دارند . نیز روایت شده که سر مبارک امام علیه السلام ، پس از برده شدن به شام ، برگردانده شد و با
1.بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۲۵۱ .
2.شیعیان مى گویند : سر ، چهل روز پس از شهادت ، به بدن در کربلا برگردانده شد و آن ، روز مشهورى در میان آنهاست و زیارت در آن روز را «زیارت اربعین» مى نامند (التذکرة ، قرطبى : ج ۲ ص ۲۴۵) .
3.شیعیان مى گویند : سر ، پس از شهادت ، به بدن در کربلا باز گردانده شد (فیض القدیر ، مناوى : ج ۱ ص ۲۰۵) .
4.در شرح شهاب الدین احمد بن حجر عسقلانى بر الهمزیّة فى مدح خیر البریّة (ص ۲۷۱) ، این چنین آمده است : نیز گفته شده که [سر حسین علیه السلام]پس از گذشت چهل روز از کشته شدنش ، به جسد ایشان ، برگردانده شد .
5.بحار الأنوار : ج ۴۵ ص ۱۴۵ .
جسد شریفش در کربلا ، دفن گردید . اگر کسى به خاطر شِناعت و زشتى بیش از حدّ بردن سر بُریده امام علیه السلام به شام ، از این که اجازه چنین کارى از سوى خداوند داده شده ، شگفت زده شود ، باید گفت : بردن سر بُریده به شام ، شنیع تر و زشت تر از کُشتن امام علیه السلام نیست و خداوند ، اجازه کشته شدن ایشان و [حتّى]امیر مؤمنان علیه السلام را نیز داده است . ۱ دسته سوم ، گزارش هایى که دلالت دارند که سر مقدّس سیّد الشهدا علیه السلام در دمشق ، دفن شده است . ۲ دسته چهارم ، گزارش هایى که دلالت دارند که سر مقدّس امام علیه السلام در مدینه و در قبرستان بقیع ، دفن شده است . ۳ دسته پنجم ، گزارش هایى که از دفن سر امام علیه السلام در مصر (قاهره) حکایت دارند . ۴ تأمّل در گزارش هاى یاد شده ، ۵ نشان مى دهد که احتمال اوّل (دفن شدن سر مقدّس امام علیه السلام در کنار قبر امیر مؤمنان علیه السلام) ، با عنایت به این که در منابع معتبر و از اهل بیت علیهم السلام نقل شده ـ با توجّه به اصل «أهل البیت أدرى بما فى البیت ؛ اهل خانه ، به آنچه در خانه است ، داناترند» ـ ، ظاهرا ارجح است ، مگر این که ثابت شود علماى امامیّه ، آن روایات را دیده و بر اساس دلیل معتبرى که در دست داشته اند ، از آنها اِعراض کرده اند ، که اثبات این موضوع ، مشکل به نظر مى رسد
مَدفن سرهاى دیگر شهیدان کربلا
گزارش هاى مشهور، حاکى از آن است که علاوه بر سر مطهّر امام حسین علیه السلام ، سر سایر
1.رسائل الشریف المرتضى : ج ۳ ص ۱۳۰ . نیز ، ر . ک : إعلام الورى : ج ۱ ص ۴۷۷ .
2.ر . ک : ص ۷۲۲ (روایات گوناگون درباره محلّ دفن سرِ سیّد الشهدا علیه السلام / دمشق) .
3.ر . ک : ص ۷۲۳ (روایات گوناگون درباره محلّ دفن سرِ سیّد الشهدا علیه السلام / مدینه) .
4.ر . ک : ص ۷۲۴ (روایات گوناگون درباره محلّ دفن سرِ سیّد الشهدا علیه السلام / مصر) .
5.براى مطالعه ارزیابى اى تاریخى از مجموع این گزارش ها (و نیز گزارش هاى متفرّد دیگر) ، ر .ک : نگاهى نو به جریان عاشورا : ص۳۵۵ (مقاله «رأس الحسین و مقام هاى آن» ، به قلم مصطفى صادقى) .
شهداى کربلا نیز از کوفه به شام، فرستاده شده است؛ اما درباره مکان دفن آنها، گزارش معتبرى وجود ندارد . گفتنى است که در گزارش وقایع مربوط به انتقال اهل بیت امام حسین علیه السلام از کربلا به کوفه وشام وحاضر نمودن آنان در مجلس یزید، تنها از سر مطهّر امام علیه السلام سخن به میان آمده و هیچ اشاره اى به سرهاى سایر شهدا نیست . مرحوم سیّد محسن امین در أعیان الشیعة مى گوید : بعد از سال ۱۳۲۱ هجرى قمرى، در آرامگاه مشهور به «باب الصغیر» در دمشق ، مقبره اى را دیدم که بر سر درِ آن، سنگى نصب بود و روى آن، این نوشته بود : «این جا محلّ دفن سرهاى عباس بن على و على اکبر بن حسین و حبیب بن مُظاهر است» . پس از دو سال، این مقبره خراب و بازسازى شد و آن سنگ، برداشته شد و در داخل مقبره ضریحى ساختند و نام هاى بسیارى از شهیدان کربلا را بر آن نوشتند ؛ اما حقیقت، این است که آن مقبره، بر حسب آنچه بر سر درِ آن بود ، منسوب به آن سه سر شریف است و به گمان قوى ، انتسابش به آن سرهاى شریف نیز صحیح است ؛ چرا که سرهاى شهیدان، پس از حمل شدن به دمشق و گردانده شدن در شهر و برآورده شدن هدف یزید (دایر بر پیروزى و زهر چشم گرفتن از مردم و خنک شدن دلش) ، به ناچار بایستى در یکى از گورستان هاى شهر ، دفن مى شدند که از میان آنها، این سه سر، در آرامگاه باب الصغیر، مدفون شده اند و جاى دفنشان حفظ شده است، و البته حقیقت را خدا مى داند . ۱ بنابر این، هر چند مکانى که در باب الصغیر دمشق در حال حاضر به عنوان مدفن سر شهدا معروف گردیده، لااقل در مورد تعدادى از آنان قابل قبول است، لیکن دلیل روایى یا تاریخى قاطع و روشنى بر این انتساب، وجود ندارد.
1.أعیان الشیعة : ج ۱ ص ۶۲۷ .

نویسنده : غلامرضانورمحمدنصرآبادی ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک