حضرت زینب سلام الله علیها


+ شهادت حضرت رقیه بنت الحسین علیه السّلام در شام

 

پنجم صفر سال 61 هجرى قمرى

  • · شهادت حضرت رقیه بنت الحسین علیه السّلام در شام 

گرچه اکثر مورخان و سیره نگاران درباره دختران امام حسین علیه السّلام تنها در سکینه و فاطمه علیهماالسلام اتفاق نظر دارند و حضور آنان در واقعه کربلا و پس از ماجراى کربلا را بیان کرده اند ولیکن برخى از مورخان ، دختران دیگرى نیز براى امام حسین علیه السّلام برشمردند که معروفترین آنان حضرت رقیه س  است .

حضرت رقیه س  دختر اباعبدالله الحسین علیه السّلام ، چهار یا سه سال پیش از واقعه کربلا میان سال هاى 57 و 58 هجرى قمرى  در مدینه منوره دیده به جهان گشود. نام مادرش در منابع تاریخى به درستى بیان نشده است . گویا مادرش  ام الولد  امام حسین علیه السّلام بوده است .

به هر تقدیر، هنگامى که امام حسین علیه السّلام از مدینه منوره هجرت کرد و به سوى مکه معظمه و از آن جا به کربلا روان گردید، این دختر چهارساله نیز بسان سایر فرزندان آن حضرت ، در این سفر بزرگ حضور داشت و تمام رنج ها و سختى هاى ایام هجرت و دورى از وطن و ناملایمات زندگى را تحمل کرد.

وى پس از شهادت امام حسین علیه السّلام به همراه سایر بازماندگان واقعه کربلا، به اسارت سپاه یزید درآمد و از کربلا به کوفه و از کوفه به شام برده شد. پس از چند روز اقامت در شام و مشاهده سنگدلى هاى یزید و یزیدیان ، و تحمل سخت ترین ایام اسارت ، در دمشق وفات یافت .

از این که وفاتش در ماه صفر سال 61 هجرى قمرى واقع شده است ، تردیدى در آن نیست . ولى در این که چه روزى از ماه صفر بوده است ، اطلاع دقیقى به دست نیامده است . تنها برخى از تقویم هاى رایج ، پنجم صفر را روز وفات آن حضرت بیان کرده اند.

در این جا مناسب است آن چه را که مرحوم شیخ ‌عباس قمى در منتهى الا مال از کتاب  کامل بهایى  درباره این دختر خردسال امام حسین علیه السّلام نقل کرده است ، بیان کنیم :

زنان خاندان نبوت در حالت اسیرى ، حال مردانى که در کربلا شهید شده بودند، بر پسران خود و دختران ایشان پوشیده مى داشتند و هرکودکى را وعده مى دادند که پدر تو به فلان سفر رفته است باگفت : پدر من حسین علیه السّلام کجاست ؟ این ساعت او را به خواب دیدم سخت پریشان بود. زنان وزمى آید، تا ایشان را به خانه یزید آوردند. دخترکى بود چهارساله ، شبى از خواب بیدار شد و  کودکان جمله در گریه افتادند و فغان از ایشان برخاست . یزید خفته بود، از خواب بیدار شد و حال تفحص کرد. خبر بردند که حال چنین است . آن لعین در حال گفت که بروند و سر پدر را بیاورند و در کنار او نهند. پس آن سر مقدس را بیاوردند و در کنار آن دختر چهارساله نهادند. پرسید این چیست ؟ گفتند: سر پدر توست !

آن دختر بترسید و فریاد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسلیم کرد.

معروف است که حضرت رقیه در خرابه شام از دنیا رفت . مزار این مخدره در حال حاضر در یک بازارچه قدیمى دمشق کمى دور از مسجد اموى قرارگرفته است و عاشقان حرم حسینى به زیارتش مى شتابند.

نویسنده : غلامرضانورمحمدنصرآبادی ; ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٢۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک